آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Repress

      rɪˈpres rɪˈpres

      گذشته‌ی ساده:

      repressed

      شکل سوم:

      repressed

      سوم‌شخص مفرد:

      represses

      وجه وصفی حال:

      repressing

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت در معنای آخر: re-press

      معنی repress | جمله با repress

      verb - transitive

      جلوی چیزی را گرفتن، فروخوردن، سرکوب کردن (احساسات و عواطف و امیال و عطسه و خنده و غیره)

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The audience could not repress their tears.

      حضار نمی‌توانستند جلوی اشک خود را بگیرند.

      to repress one's laughter

      جلوی خنده‌ی خود را گرفتن

      verb - transitive

      سرکوب کردن، فرونشاندن، فروخواباندن (شورش و غیره) (به‌ویژه با استفاده از زور)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The government deployed police officers to repress the protest and prevent it from escalating.

      حکومت مأموران پلیس را برای سرکوب اعتراض و جلوگیری از تشدید آن مستقر کرد.

      Hitler used his power to repress any form of opposition.

      هیتلر از قدرتش برای سرکوب هر گونه مخالفت استفاده کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was sent to repress the tumult.

      او را فرستادند که غائله را بخواباند.

      verb - transitive

      زیست‌شناسی (ژنتیک) سرکوب کردن، ناکار کردن، غیرفعال کردن (ژن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      The drug is designed to repress the production of certain enzymes in the body.

      این دارو برای سرکوب تولید آنزیم‌های خاص در بدن طراحی شده است.

      The goal of the study is to understand how certain factors can repress the activity of specific genes.

      هدف این مطالعه درک این موضوع است که چگونه عوامل خاصی می‌توانند فعالیت ژن‌های خاص را غیرفعال کنند.

      verb - transitive

      انگلیسی آمریکایی دوباره چاپ کردن

      The author decided to re-press his first book after receiving feedback from readers.

      نویسنده پس از دریافت بازخورد از خوانندگان تصمیم گرفت نخستین کتاب خود را دوباره چاپ کند.

      The publisher had to re-press the bestselling novel.

      ناشر مجبور شد رمان پرفروش را دوباره چاپ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد repress

      1. verb keep back, hold in
        Synonyms:
        control check restrain inhibit hold back suppress subdue master overcome stifle quell curb keep in check silence muffle smother hold in crush kill collect bottle compose subjugate squelch quash rein swallow cool hinder tie up black out simmer down shush cork chasten gridlock jam up keep in keep under wraps throw cold water on lock overpower
        Antonyms:
        allow permit let go

      سوال‌های رایج repress

      گذشته‌ی ساده repress چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده repress در زبان انگلیسی repressed است.

      شکل سوم repress چی میشه؟

      شکل سوم repress در زبان انگلیسی repressed است.

      وجه وصفی حال repress چی میشه؟

      وجه وصفی حال repress در زبان انگلیسی repressing است.

      سوم‌شخص مفرد repress چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد repress در زبان انگلیسی represses است.

      ارجاع به لغت repress

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «repress» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/repress

      لغات نزدیک repress

      • - representative
      • - representer
      • - repress
      • - repressed
      • - repression
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.