فقط تا پایان اردیبهشت فرصت دارید با قیمت ۱۴۰۳ اشتراک‌های فست‌دیکشنری را تهیه کنید.
آخرین به‌روزرسانی:

Repressed

rɪˈprest rɪˈprest

سوم‌شخص مفرد:

represses

وجه وصفی حال:

repressing

معنی

جلوگیری‌شده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد repressed

  1. verb conceal or hide
    Synonyms:
    concealed covered masked withheld restrained controlled checked subdued smothered suppressed inhibited stopped crushed constrained curbed quelled stifled composed reined bridled muffled hushed buried choked strangled gagged throttled squashed quenched overpowered squelched
    Antonyms:
    allowed permitted
  1. verb put down by force or intimidation
    Synonyms:
    subdued reduced subjugated quashed
  1. adjective characterized by or showing the suppression of impulses or emotions
    Synonyms:
    pent-up

ارجاع به لغت repressed

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «repressed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/repressed

لغات نزدیک repressed

پیشنهاد بهبود معانی