آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ آذر ۱۴۰۳

    Suppressed

    səˈprest səˈprest

    سوم‌شخص مفرد:

    suppresses

    وجه وصفی حال:

    suppressing

    معنی suppressed | جمله با suppressed

    adjective

    محدودشده، موقوف‌شده، سرکوب‌شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The group discussed the suppressed memories of their childhood.

    این گروه در مورد خاطرات محدودشده‌ی دوران کودکی خود بحث کردند.

    The artist captured the beauty of suppressed feelings in her paintings.

    این هنرمند مزیت احساسات سرکوب‌شده را در نقاشی‌های خود به تصویر کشیده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد suppressed

    1. verb to keep from being published or transmitted
      Synonyms:
      censored banned hushed stifled
    1. verb come down on or keep down by unjust use of one's authority
      Synonyms:
      oppressed crushed overpowered overwhelmed subdued repressed inhibited restrained prevented stopped checked curbed silenced controlled contained muzzled stifled smothered gagged censored withheld hidden concealed killed destroyed quelled quashed conquered overcome throttled strangled squelched extinguished choked muffled bridled arrested composed kept prohibited refrained overthrown annihilated abolished scotched secreted hushed
    1. verb restrain, hold in check
      Synonyms:
      crushed quashed quelled extinguished quenched squashed squelched
      Antonyms:
      released encouraged
    1. verb put out of one's consciousness
      Synonyms:
      repressed
    1. verb control and refrain from showing; of emotions, desires, impulses, or behavior
      Synonyms:
      inhibited
    1. adjective held in check with difficulty
      Synonyms:
      stifled smothered strangled
    1. adjective kept from public knowledge by various means
      Antonyms:
      publicized

    سوال‌های رایج suppressed

    وجه وصفی حال suppressed چی میشه؟

    وجه وصفی حال suppressed در زبان انگلیسی suppressing است.

    سوم‌شخص مفرد suppressed چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد suppressed در زبان انگلیسی suppresses است.

    ارجاع به لغت suppressed

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «suppressed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/suppressed

    لغات نزدیک suppressed

    • - suppress
    • - suppressant
    • - suppressed
    • - suppressibility
    • - suppressible
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.