آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ آذر ۱۴۰۴

      Overwhelmed

      ˌoʊvərˈwelmd ˌəʊvəˈwelmd

      معنی overwhelmed | جمله با overwhelmed

      adjective

      سلامت روان بیش از حد درگیر، زیربارمانده، گرفتار، زیرفشارله‌شده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      She was overwhelmed trying to balance her job and family life.

      او در تلاش برای ایجاد تعادل میان کار و زندگی خانوادگی، بیش از حد درگیر شده بود.

      He became overwhelmed with responsibilities after the promotion.

      او پس‌از ترفیع، گرفتار مسئولیت‌های زیادی شد.

      adjective

      درهم‌شکسته، مغلوب، شکست‌خورده، درهم‌کوبیده، ازپادرآمده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The small fleet was quickly overwhelmed by the powerful navy.

      ناوگان کوچک به‌سرعت توسط نیروی دریایی قدرتمند درهم‌کوبیده شد.

      Their resistance was overwhelmed by the enemy’s advanced weapons.

      مقاومت آن‌ها با سلاح‌های پیشرفته‌ی دشمن در هم شکست.

      adjective

      غرق در احساسات

      He was overwhelmed with a sense of guilt and remorse.

      او غرق در احساس گناه و پشیمانی بود.

      She felt overwhelmed by grief when her father died.

      وقتی پدرش درگذشت، غرق در اندوه شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overwhelmed

      1. adjective overcome, as with emotions or perceptual stimuli
        Synonyms:
        overpowered massacred conquered vanquished defeated overthrown destroyed smeared whipped overtaken swamped creamed submerged smothered clobbered sunk routed overcome puzzled walloped overturned overrun overflowed crushed oppressed trounced inundated thrashed floored engulfed engrossed steamrollered drowned whelmed devastated smashed demolished deluged drubbed confused confounded buried astonished annihilated amazed
      1. adjective charged with too many tasks
        Synonyms:
        deluged
      1. adjective defeated
        Synonyms:
        beaten worsted devastated repulsed

      ارجاع به لغت overwhelmed

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «overwhelmed» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/overwhelmed

      لغات نزدیک overwhelmed

      • - overweight
      • - overwhelm
      • - overwhelmed
      • - overwhelming
      • - overwhelming majority
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.