آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

    Buried

    سوم‌شخص مفرد:

    buries

    وجه وصفی حال:

    burying

    صفت تفضیلی:

    more buried

    صفت عالی:

    most buried

    معنی buried | جمله با buried

    adjective B1

    مدفون، دفن‌شده، در خاک قرارگرفته

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    the buried treasure

    گنج مدفون

    a buried body

    جسد دفن‌شده

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد buried

    1. verb dismiss from the mind; stop remembering
      Synonyms:
      forgot forgotten dismissed overcome conquered beaten
    1. adjective lying beyond what is obvious or avowed
      Synonyms:
      hidden concealed obscured covert ulterior
    1. verb embed deeply
      Synonyms:
      implanted sunk
    1. verb to occupy
      Synonyms:
      engaged immersed engrossed inundated
    1. verb place in a grave or tomb
      Synonyms:
      laid interred entombed inhumed mummified enshrined
      Antonyms:
      remembered uncovered exhumed disinterred
    1. verb enclose or envelop completely, as if by swallowing
      Synonyms:
      covered hidden concealed shrouded swallowed submerged immersed overwhelmed embedded sunk stashed planted repressed engrossed ensconced secreted occulted entombed interred inhumed inundated riveted
      Antonyms:
      revealed uncovered
    1. adjective placed in a grave
      Synonyms:
      interred inhumed deep-buried
      Antonyms:
      unburied

    لغات هم‌خانواده buried

    noun
    burial
    adjective
    buried
    verb - transitive
    bury

    سوال‌های رایج buried

    وجه وصفی حال buried چی میشه؟

    وجه وصفی حال buried در زبان انگلیسی burying است.

    سوم‌شخص مفرد buried چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد buried در زبان انگلیسی buries است.

    صفت تفضیلی buried چی میشه؟

    صفت تفضیلی buried در زبان انگلیسی more buried است.

    صفت عالی buried چی میشه؟

    صفت عالی buried در زبان انگلیسی most buried است.

    ارجاع به لغت buried

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «buried» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/buried

    لغات نزدیک buried

    • - burial
    • - burial ground
    • - buried
    • - burier
    • - burin
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.