آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Laid

      leɪd leɪd

      مصدر:

      lay

      شکل سوم:

      laid

      سوم‌شخص مفرد:

      lays

      وجه وصفی حال:

      laying

      معنی laid

      noun verb - intransitive adjective adverb

      زمان گذشته ساده فعل Lay

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن
      noun verb - intransitive adjective adverb

      قسمت سوم فعل Lay

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد laid

      1. verb to bet
        Synonyms:
        bet gambled betted wagered gamed
      1. verb design, plan
        Synonyms:
        designed planned devised conceived formulated projected contrived schemed framed charted blueprinted cast concocted
        Antonyms:
        neglected
      1. verb to bring forth
        Synonyms:
        generated yielded presented deposited cited adduced alleged
      1. verb put into a certain place or abstract location
        Synonyms:
        put placed set positioned deposited posed stuck
      1. verb to knock down
        Synonyms:
        defeated trounced clubbed gone put posted risked ventured staked gambled wagered
      1. verb to arrange tableware upon (a table) in preparation for a meal
        Synonyms:
        set spread
      1. verb put in a horizontal position
        Synonyms:
        arranged organized systematized buried interred inhumed reposed entombed
        Antonyms:
        lifted taken
      1. verb to regard as belonging to or resulting from another
        Synonyms:
        attributed credited assigned ascribed charged imputed referred accredited
      1. verb to place (a story, for example) in a designated setting
        Synonyms:
        set
      1. adjective set down according to a plan:
        Synonyms:
        set

      سوال‌های رایج laid

      شکل سوم laid چی میشه؟

      شکل سوم laid در زبان انگلیسی laid است.

      وجه وصفی حال laid چی میشه؟

      وجه وصفی حال laid در زبان انگلیسی laying است.

      سوم‌شخص مفرد laid چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد laid در زبان انگلیسی lays است.

      ارجاع به لغت laid

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «laid» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/laid

      لغات نزدیک laid

      • - laicism
      • - laicize
      • - laid
      • - laid paper
      • - laid-back
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      alamo algarroba or algaroba almond anchovy pear angelica tree antiar araroba areca babul balsa bean tree betel palm botree boxtree camphor tree تأمل کردن داشاد دلیر سرسبز هجوم همهمه هین نارنجک والا وفاداری وطن بانو تقبل خودبین خودپسند
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.