شرطبندی کردن (ریسک کردن پول روی نتیجهی رویداد یا مسابقهای)
He lost a lot of money betting on the game last weekend.
آخر هفتهی گذشته در شرطبندی روی بازی مقدار زیادی پول باخت.
They bet all their savings on the football match.
آنها تمام پساندازشان را روی بازی فوتبال شرط بستند.
مطمئن بودن، یقین داشتن، شرط بستن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
I bet it will rain tonight.
شرط میبندم امشب باران بیاید.
I bet they’re already waiting for us.
مطمئنم که منتظر ما هستن.
شرط (پولی که روی نتیجهی رویداد یا مسابقه گذاشته میشود)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی واژگان کاربردی سطح پیشرفته
They raised the bet during the poker game.
آنها درطول بازی پوکر شرط را بالا بردند.
I lost my bet on the football match.
شرطی که روی بازی فوتبال بسته بودم را باختم.
حدس، نظر، پیشبینی، گمان
My best bet is that the meeting will be delayed.
بهترین حدسم اینه که جلسه عقب میافته.
Her bet is that the team will win the championship this year.
نظر او اینه که تیم امسال قهرمان میشه.
گزینه، فرصت، شانس
He is the best bet for the job.
او بیشترین شانس را برای (به دست آوردن) این شغل دارد.
The new marketing strategy could be our best bet to increase sales.
استراتژی بازاریابی جدید میتواند بهترین فرصت ما برای افزایش فروش باشد.
This team is a poor bet.
این تیم فوتبال ارزش شرطبندی را ندارد.
شرطبندی روی اسب
(عامیانه) اختیار دارید!، محققاً، حتماً، عیبی ندارد
کار مطمئن
(عامیانه) مطمئن بودن، اطمینان داشتن
(امریکا - عامیانه) هست و نیست خود را شرطبندی کردن
گذشتهی ساده bet در زبان انگلیسی bet است.
شکل سوم bet در زبان انگلیسی bet است.
شکل جمع bet در زبان انگلیسی bets است.
وجه وصفی حال bet در زبان انگلیسی betting است.
سومشخص مفرد bet در زبان انگلیسی bets است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «bet» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bet