Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ مرداد ۱۴۰۴

      Bet

      bet bet

      گذشته‌ی ساده:

      bet

      شکل سوم:

      bet

      سوم‌شخص مفرد:

      bets

      وجه وصفی حال:

      betting

      شکل جمع:

      bets

      معنی bet | جمله با bet

      verb - intransitive verb - transitive C1

      شرط‌بندی کردن (ریسک کردن پول روی نتیجه‌ی رویداد یا مسابقه‌ای)

      He lost a lot of money betting on the game last weekend.

      آخر هفته‌ی گذشته در شرط‌بندی روی بازی مقدار زیادی پول باخت.

      They bet all their savings on the football match.

      آن‌ها تمام پس‌اندازشان را روی بازی فوتبال شرط بستند.

      verb - transitive informal B1

      مطمئن بودن، یقین داشتن، شرط بستن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      I bet it will rain tonight.

      شرط می‌بندم امشب باران بیاید.

      I bet they’re already waiting for us.

      مطمئنم که منتظر ما هستن.

      noun countable C2

      شرط (پولی که روی نتیجه‌ی رویداد یا مسابقه گذاشته می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      They raised the bet during the poker game.

      آن‌ها درطول بازی پوکر شرط را بالا بردند.

      I lost my bet on the football match.

      شرطی که روی بازی فوتبال بسته بودم را باختم.

      noun countable informal

      حدس، نظر، پیش‌بینی، گمان

      My best bet is that the meeting will be delayed.

      بهترین حدسم اینه که جلسه عقب می‌افته.

      Her bet is that the team will win the championship this year.

      نظر او اینه که تیم امسال قهرمان می‌شه.

      noun countable

      گزینه، فرصت، شانس

      He is the best bet for the job.

      او بیشترین شانس را برای (به دست آوردن) این شغل دارد.

      The new marketing strategy could be our best bet to increase sales.

      استراتژی بازاریابی جدید می‌تواند بهترین فرصت ما برای افزایش فروش باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This team is a poor bet.

      این تیم فوتبال ارزش شرط‌بندی را ندارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bet

      1. noun a venture depending on chance
        Synonyms:
        wager gamble gambling stake speculation risk betting venture pot ante hazard play raffle odds uncertainty croupier tossup chance random shot lottery fortune lot game-of-chance sweepstake(s) hedge flier horse-racing long-shot shot-in-the-dark blind bargain martingale roll of the dice plunge pig-in-a-poke pari-mutuel crapshoot piece-of-the-action pledge punter stakes totalizator tote
      1. noun game of chance; money gambled
        Synonyms:
        chance risk betting play wager stake ante pot action venture speculation lot odds plunge hazard pledge lottery sweepstakes shot long shot parlay down on odds on uncertainty raffle random shot shot in the dark
      1. verb gamble
        Synonyms:
        wager risk venture gamble play put chance speculate trust pledge lay down set hazard ante play for play against dice pony up lay odds put money on buy in on tempt fortune toss up play the ponies

      Collocations

      betting on horses

      شرط‌بندی روی اسب

      Idioms

      you bet you!

      (عامیانه) اختیار دارید!، محققاً، حتماً، عیبی ندارد

      a safe bet

      کار مطمئن

      bet your boots

      (عامیانه) مطمئن بودن، اطمینان داشتن

      bet one's bottom dollar

      (امریکا - عامیانه) هست و نیست خود را شرط‌بندی کردن

      سوال‌های رایج bet

      گذشته‌ی ساده bet چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده bet در زبان انگلیسی bet است.

      شکل سوم bet چی میشه؟

      شکل سوم bet در زبان انگلیسی bet است.

      شکل جمع bet چی میشه؟

      شکل جمع bet در زبان انگلیسی bets است.

      وجه وصفی حال bet چی میشه؟

      وجه وصفی حال bet در زبان انگلیسی betting است.

      سوم‌شخص مفرد bet چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد bet در زبان انگلیسی bets است.

      ارجاع به لغت bet

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/bet

      لغات نزدیک bet

      • - bestrew
      • - bestride
      • - bet
      • - bet one's bottom dollar
      • - bet your boots
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      satirical sender September assault force sectional sheath knife seminar smite snapback repackage look threesome main either salsa انتظام انقلابی باشگاه برهمن بیهودگی آب دهان قورت دادن آخیش آدم آزاد آزادیخواه آسان آسیا آس و پاس آشفته آفت آفتاب‌پرست
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.