شکل جمع:
lotteriesبختآزمایی
She bought a lottery ticket on her way home.
او در راه خانه یک بلیت بختآزمایی خرید.
He hoped to win the lottery and buy a new house.
او امیدوار بود در بختآزمایی برنده شود و یک خانه جدید بخرد.
The charity sold lottery tickets to support its programs.
سازمان خیریه برای حمایت از برنامههایش بلیت بختآزمایی فروخت.
لاتاری، قرعهکشی، امر شانسی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ۵۰۴ واژه
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many people dream of winning the lottery.
بسیاری از مردم رویای برنده شدن در لاتاری را دارند.
military draft lottery
قرعهکشی نظاموظیفه
She checked the lottery numbers on the internet.
او شمارههای لاتاری را در اینترنت چک کرد.
بلیط بختآزمایی
شکل جمع lottery در زبان انگلیسی lotteries است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «lottery» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/lottery