آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Overrun

    ˌoʊvərˈrʌn ˌoʊvərˈrʌn ˌəʊvəˈrʌn ˌəʊvəˈrʌn

    گذشته‌ی ساده:

    overran

    سوم‌شخص مفرد:

    overruns

    وجه وصفی حال:

    overrunning

    شکل جمع:

    overruns

    معنی overrun | جمله با overrun

    noun verb - transitive verb - intransitive

    تاخت و تاز کردن، تاراج کردن، سرتاسر محلی را فراگرفتن، تجاوز، تجاسر، آب لبریز شده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    The waves overran the beach and flooded the town.

    امواج از ساحل رد شده و شهر را سیل‌زده کرد.

    The plane overran the runway.

    هواپیما از باند فرودگاه خارج شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The enemy overran our fortifications.

    دشمن سنگرهای ما را در هم شکست و پیش رفت.

    savage tribes that overran Khorassan

    قبایل وحشی که خراسان را مورد تاخت و تاز قرار دادند

    The island was overrun by rats.

    جزیره مورد هجوم موش‌های صحرایی قرار گرفت.

    The jungle has overrun the city's ruins.

    جنگل خرابه‌های شهر را فراگرفته است.

    cost overrun

    فزونی هزینه

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد overrun

    1. verb defeat, invade
      Synonyms:
      beat overwhelm occupy thrash rout whip clobber invade raid foray massacre lick put to flight trim drub lambaste inroad swamp
      Antonyms:
      lose surrender
    1. verb infest, spread over; exceed
      Synonyms:
      spread over invade overflow exceed surpass overwhelm inundate permeate deluge swarm beset ravage choke spill overgrow overspread go beyond overshoot overstep run over run on well over spread like wildfire surge
      Antonyms:
      retreat evacuate

    لغات هم‌خانواده overrun

    noun
    run, rerun, runner, running, overrun
    adjective
    running, runny
    verb - transitive
    run, outrun, overrun, rerun
    adverb
    running

    سوال‌های رایج overrun

    گذشته‌ی ساده overrun چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده overrun در زبان انگلیسی overran است.

    شکل جمع overrun چی میشه؟

    شکل جمع overrun در زبان انگلیسی overruns است.

    وجه وصفی حال overrun چی میشه؟

    وجه وصفی حال overrun در زبان انگلیسی overrunning است.

    سوم‌شخص مفرد overrun چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد overrun در زبان انگلیسی overruns است.

    ارجاع به لغت overrun

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «overrun» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/overrun

    لغات نزدیک overrun

    • - overripe
    • - overrule
    • - overrun
    • - overscore
    • - oversea
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.