به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Antithesis

ænˈtɪθɪsɪs ænˈtɪθɪsɪs
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    antitheses

معنی و نمونه‌جمله

  • noun
    پادگذاره، ضد و نقیض، تضاد، تناقض
    • - Joy is the antithesis of sorrow.
    • - شادی نقطه‌ی مقابل غم است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد antithesis

  1. noun exact opposite
    Synonyms: antipode, antipole, contra, contradictory, contrary, contrast, converse, counter, flip side, inverse, other side, reverse
    Antonyms: same
  2. noun contrast, opposition
    Synonyms: antagonism, contradiction, contradistinction, contraposition, contrariety, inversion, opposure, reversal
    Antonyms: same

ارجاع به لغت antithesis

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «antithesis» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/antithesis

لغات نزدیک antithesis

پیشنهاد بهبود معانی