Antithetical

ˌæntɪˈθetɪkl ˌæntɪˈθetɪkl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • adjective
    پادگذاره‌ای، دارای ضد و نقیض، متضاد
    • - Killing is antithetical to my beliefs.
    • - آدم‌کشی با اعتقادات من مغایرت دارد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد antithetical

  1. adjective reverse
    Synonyms: contradictory, contrary, contrasted, converse, counter, inverse, opposed, opposite, polarized, poles apart

ارجاع به لغت antithetical

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «antithetical» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/antithetical

لغات نزدیک antithetical

پیشنهاد بهبود معانی