آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Switch

      swɪtʃ swɪtʃ

      گذشته‌ی ساده:

      switched

      شکل سوم:

      switched

      سوم‌شخص مفرد:

      switches

      وجه وصفی حال:

      switching

      شکل جمع:

      switches

      معنی switch | جمله با switch

      noun countable B1

      سوییچ، کلید

      to turn the switch on

      سویچ را روشن کردن (باز کردن)

      Press the switch down to turn the engine on.

      دکمه را فشار بده تا ماشین روشن شود.

      noun countable

      تغییر، دگرگونی، چرخش

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      a policy switch

      تغییر سیاست

      noun countable

      ترکه‌ی چوب

      Mr. Javadi used to beat us with a switch.

      آقای جوادی ما را با ترکه می‌زد.

      verb - transitive verb - intransitive

      جریان را عوض کردن، تغییر دادن، عوض کردن، عوض بدل کردن، تاخت زدن

      we encourage factories to switch from coal to gas

      ما کارخانه‌ها را تشویق می‌کنیم که به‌ جای زغال‌سنگ گاز مصرف کند.

      They switched chairs.

      آن‌ها صندلی‌های خود را تاخت زدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Now my mother's interest had switched to my health.

      در آن هنگام علاقه‌ی مادرم معطوف شده بود به سلامتی من.

      Lately his attention has been switched to old carpets.

      اخیراً توجه او به فرش‌های قدیمی معطوف شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد switch

      1. noun change, exchange
        Synonyms:
        alteration shift transformation substitution swap reversal change of direction about-face
        Antonyms:
        inactivity stagnation
      1. verb change, exchange
        Synonyms:
        turn replace shift substitute exchange trade swap rearrange convert divert deviate deflect veer interchange turn aside change course turnabout shunt sidetrack

      Phrasal verbs

      switch off

      از توجه به کسی یا چیزی دست برداشتن، بی‌توجهی کردن

      خاموش کردن

      switch on

      سویچ را باز کردن، روشن کردن

      switch over

      1- (تلویزیون) کانال عوض کردن 2- عوض کردن

      سوال‌های رایج switch

      گذشته‌ی ساده switch چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده switch در زبان انگلیسی switched است.

      شکل سوم switch چی میشه؟

      شکل سوم switch در زبان انگلیسی switched است.

      شکل جمع switch چی میشه؟

      شکل جمع switch در زبان انگلیسی switches است.

      وجه وصفی حال switch چی میشه؟

      وجه وصفی حال switch در زبان انگلیسی switching است.

      سوم‌شخص مفرد switch چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد switch در زبان انگلیسی switches است.

      ارجاع به لغت switch

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «switch» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/switch

      لغات نزدیک switch

      • - Swiss roll
      • - swiss steak
      • - switch
      • - switch board
      • - switch cane
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.