آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ خرداد ۱۴۰۳

      Transformation

      ˌtrænsfərˈmeɪʃn ˌtrænsfəˈmeɪʃn

      شکل جمع:

      transformations

      معنی transformation | جمله با transformation

      noun countable uncountable C1

      دگرگونی، تحول، تغییر شکل، تبدیل (کامل)

      the country's economic transformation

      دگرگونی اقتصادی کشور

      Germany's transformation into a military power

      تبدیل آلمان به یک قدرت نظامی

      noun

      زیست‌شناسی تراریختی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Transformation can occur naturally under specific environmental conditions.

      تراریختی می‌تواند به‌طور طبیعی تحت شرایط محیطی خاص رخ دهد.

      The transformation of the bacterium resulted in increased resistance to antibiotics.

      تراریختی باکتری منجر به افزایش مقاومت به آنتی‌بیوتیک‌ها شد.

      noun

      آرایش و پیرایش کلاه‌گیس

      She chose a stunning transformation for the event.

      او کلاه‌گیس خیره‌کننده‌ای را برای این رویداد انتخاب کرد.

      the actress's transformation

      کلاه‌گیس بازیگر

      noun

      ریاضی تبدیل

      The transformation of the coordinates resulted in a new graph.

      تبدیل مختصات منجر به یک نمودار جدید شد.

      The transformation of the equation simplified the problem.

      تبدیل معادله مسئله را ساده کرد.

      noun

      دستور زبان زبان‌شناسی گشتار

      link-banner

      آموزش دستور زبان انگلیسی از مبتدی تا پیشرفته

      مشاهده

      The transformation of the sentence "I am happy" to "Am I happy?" involves a simple change in word order.

      گشتار جمله‌ی «من خوشحالم» به «آیا خوشحالم؟» تغییری ساده در ترتیب کلمات است.

      The linguist studied the various transformations that could be applied to the sentence to change its meaning.

      این زبان‌شناس گشتارهای مختلفی که می‌توان در جمله برای تغییر معنای آن اعمال کرد، بررسی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد transformation

      1. noun complete change
        Synonyms:
        change shift alteration conversion revolution renewal metamorphosis switch about-face radical change flip-flop transmutation transfiguration transmogrification
        Antonyms:
        sameness stagnation preservation

      Collocations

      angular transformation

      تراریخت گوشه‌ای

      لغات هم‌خانواده transformation

      noun
      form, formation, transformation, reformer, reform, reformation, reformist, transformer, formlessness
      adjective
      reformed, reformist, formless
      verb - intransitive
      form
      verb - transitive
      reform, transform
      adverb
      formlessly

      سوال‌های رایج transformation

      شکل جمع transformation چی میشه؟

      شکل جمع transformation در زبان انگلیسی transformations است.

      ارجاع به لغت transformation

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «transformation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/transformation

      لغات نزدیک transformation

      • - transfixion
      • - transform
      • - transformation
      • - transformational (generative) grammar
      • - transformative
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.