صفت تفضیلی:
more transformativeصفت عالی:
most transformativeشکل نوشتاری دیگر این لغت: transformational
متحول کننده، دگرگونکننده، تحولآفرین، تحولآمیز، تغییردهنده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many scholars argue that artificial intelligence holds transformative potential for various industries, from healthcare to transportation.
بسیاری از محققان استدلال میکنند که هوش مصنوعی پتانسیل دگرگونکنندهای برای صنایع مختلف، از مراقبتهای بهداشتی تا حملونقل دارد.
Learning a new language can be a truly transformative experience, opening up new cultures and perspectives.
یادگیری یک زبان جدید میتواند تجربهای واقعاً دگرگونکننده باشد و فرهنگها و دیدگاههای جدیدی را باز کند.
The advent of the internet has had a truly transformative effect on global communication and commerce.
ظهور اینترنت تأثیری واقعاً دگرگونکننده بر ارتباطات و تجارت جهانی داشته است.
The discovery of penicillin was a transformative moment in medical history, fundamentally altering the treatment of bacterial infections.
کشف پنیسیلین لحظهای دگرگونکننده در تاریخ پزشکی بود و اساساً درمان عفونتهای باکتریایی را تغییر داد.
The book offered readers a transformative journey of self-discovery and growth.
این کتاب به خوانندگان سفری تحولآفرین از خودیابی و رشد ارائه کرد.
The artist's work had a transformative impact on how people viewed the world.
آثار این هنرمند تأثیر متحولکنندهای بر نحوهی نگرش مردم به جهان داشت.
کلمهی «transformative» در زبان فارسی به «متحولکننده»،«تحولآفرین» یا «دگرگونکننده» ترجمه میشود.
«transformative» صفتی است که به چیزی اشاره دارد که توانایی ایجاد تغییرات بنیادین، عمیق و مثبت در افراد، سیستمها، افکار یا شرایط را دارد. این واژه معمولاً برای توصیف تجارب، فرآیندها، آموزشها یا فناوریهایی به کار میرود که نه تنها تغییر ظاهری ایجاد میکنند، بلکه ساختار، عملکرد یا دیدگاه را به شکل اساسی دگرگون میسازند. برای مثال، جملهی «Education can be transformative, shaping the way people think and act» به معنای «آموزش میتواند تحولآفرین باشد و شکل تفکر و رفتار افراد را تغییر دهد» نشان میدهد که تجربهی یادگیری عمیق میتواند اثرات پایدار و گستردهای بر زندگی افراد داشته باشد.
از منظر روانشناسی و توسعه فردی، «transformative» به تجاربی اشاره دارد که باعث رشد شخصی، افزایش خودآگاهی و تغییر نگرشها میشوند. این نوع تغییرات معمولاً پایدار و عمیق هستند و به فرد کمک میکنند تا تواناییهای جدیدی کشف کرده و رفتارهای بهتری در زندگی اتخاذ کند. تجربههای «transformative» اغلب با احساس رضایت، انگیزه و امید به آینده همراه هستند و میتوانند مسیر زندگی فرد را به شکل مثبت و ملموس تغییر دهند.
در متون ادبی، آموزشی و فلسفی، «transformative» برای توصیف فرآیندهایی به کار میرود که موجب تغییر نگرشها، افکار یا جامعه میشوند. نویسندگان و سخنرانان از این صفت برای القای حس رشد، تحول و دگرگونی استفاده میکنند و مخاطب را ترغیب مینمایند که به تجربههای تازه و یادگیریهای عمیق روی بیاورد. این کاربرد باعث میشود واژه علاوه بر معنای واقعی، بار معنایی انگیزشی و الهامبخش نیز پیدا کند.
در محیطهای حرفهای و فناوری، «transformative» برای توصیف نوآوریها، استراتژیها و فناوریهایی به کار میرود که روش کار، تولید یا تعاملات انسانی را به شکل بنیادین تغییر میدهند. شرکتها و سازمانها از این مفهوم برای بیان اثرات مثبت پروژهها، محصولات یا خدمات خود استفاده میکنند و نشان میدهند که این تغییرات توانایی بهبود کارایی، کیفیت و تجربه مشتری را دارند.
«transformative» واژهای است که توانایی توصیف تغییرات بنیادین، تحولآفرین و اثرگذار را دارد. یادگیری و استفاده صحیح از این صفت به زبانآموزان کمک میکند تا مفاهیم رشد، تغییر مثبت و نوآوری را به شکل دقیق، طبیعی و تصویری بیان کنند و جملات خود را هم از نظر معنایی و هم از نظر انگیزشی غنیتر بسازند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «transformative» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/transformative