گذشتهی ساده:
stonewalledشکل سوم:
stonewalledسومشخص مفرد:
stonewallsوجه وصفی حال:
stonewallingطفره رفتن، زمانکشی کردن (با صحبت)، همکاری نکردن، پاسخ ندادن، اطلاعات خود را افشا نکردن، جلوی بحث و مذاکره را گرفتن
The committee stonewalled on releasing the report for months.
کمیته ماهها از انتشار گزارش طفره رفت.
They stonewalled my requests for documents for weeks.
آنها هفتهها در برابر درخواستهای من برای مدارک همکاری نکردند.
When asked about the missing funds, the manager stonewalled the investigators.
وقتی دربارهی پولهای مفقود از او سؤال شد، مدیر در برابر محققان طفره رفت.
ورزش دفاع سخت کردن، مانع ایجاد کردن، راه نفوذ را بستن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The defenders stonewalled the attackers in the final minutes.
مدافعان در دقایق پایانی راه نفوذ مهاجمان را بستند.
Our team stonewalled the opponent during the penalty shootout.
تیم ما در ضربات پنالتی مقابل حریف دفاع سختی کرد.
جلوی تصویب چیزی را گرفتن، کارشکنی کردن (با استفاده از حق صحبت نامحدود)
The opposition vowed to stonewall any reform proposals.
اپوزیسیون قول داد که با هر پیشنهادی برای اصلاحات کارشکنی کرده و جلوی آن را بگیرد.
They stonewalled the vote, using procedural rules to delay it indefinitely.
آنها با استفاده از قواعد آییننامهای رأیگیری را کارشکنی کردند و بهطور نامحدود به تأخیر انداختند.
The senator's long speech was clearly meant to stonewall the legislation.
سخنرانی طولانی سناتور بهوضوح برای کارشکنی و جلوگیری از تصویب قانون بود.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «stonewall» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stonewall