آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ تیر ۱۴۰۵

      Stonewall

      ˌstoʊnˈwɒːl ˌstəʊnˈwɔːl

      گذشته‌ی ساده:

      stonewalled

      شکل سوم:

      stonewalled

      سوم‌شخص مفرد:

      stonewalls

      وجه وصفی حال:

      stonewalling

      معنی stonewall | جمله با stonewall

      verb - intransitive verb - transitive

      طفره رفتن، زمان‌کشی کردن (با صحبت)، همکاری نکردن، پاسخ ندادن، اطلاعات خود را افشا نکردن، جلوی بحث و مذاکره را گرفتن

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The committee stonewalled on releasing the report for months.

      کمیته ماه‌ها از انتشار گزارش طفره رفت.

      They stonewalled my requests for documents for weeks.

      آن‌ها هفته‌ها در برابر درخواست‌های من برای مدارک همکاری نکردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      When asked about the missing funds, the manager stonewalled the investigators.

      وقتی درباره‌ی پول‌های مفقود از او سؤال شد، مدیر در برابر محققان طفره رفت.

      verb - intransitive verb - transitive

      ورزش ‫دفاع سخت کردن‬، مانع ایجاد کردن، راه نفوذ را بستن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The defenders stonewalled the attackers in the final minutes.

      مدافعان در دقایق پایانی راه نفوذ مهاجمان را بستند.

      Our team stonewalled the opponent during the penalty shootout.

      تیم ما در ضربات پنالتی مقابل حریف دفاع سختی کرد.

      verb - intransitive

      جلوی تصویب چیزی را گرفتن، کارشکنی کردن (با استفاده از حق صحبت نامحدود)

      The opposition vowed to stonewall any reform proposals.

      اپوزیسیون قول داد که با هر پیشنهادی برای اصلاحات کارشکنی کرده و جلوی آن را بگیرد.

      They stonewalled the vote, using procedural rules to delay it indefinitely.

      آن‌ها با استفاده از قواعد آیین‌نامه‌ای رأی‌گیری را کارشکنی کردند و به‌طور نامحدود به تأخیر انداختند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The senator's long speech was clearly meant to stonewall the legislation.

      سخنرانی طولانی سناتور به‌وضوح برای کارشکنی و جلوگیری از تصویب قانون بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد stonewall

      1. verb
        Synonyms:
        resist stall rebuff filibuster

      ارجاع به لغت stonewall

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «stonewall» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/stonewall

      لغات نزدیک stonewall

      • - stonemason
      • - stonemasonry
      • - stonewall
      • - stoneware
      • - stonework
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.