گذشتهی ساده:
filibusteredشکل سوم:
filibusteredسومشخص مفرد:
filibustersوجه وصفی حال:
filibusteringشکل جمع:
filibustersانگلیسی آمریکایی حقوق به تأخیر انداختن، وقت تلف کردن، وقتکشی کردن، اطالهی بررسی کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
She filibustered the bill for hours, preventing its passage.
او ساعتها این لایحه را به تأخیر انداخت و از تصویب آن جلوگیری کرد.
In parliamentary procedures, a minority party might strategically filibuster a legislative measure to prevent its immediate adoption.
در رویههای پارلمانی، حزب اقلیت ممکن است بهصورت استراتژیک یک طرح قانونی را به تأخیر بیندازد تا از تصویب فوری آن جلوگیری کند.
They began to filibuster, taking turns speaking for hours on end.
آنها شروع به وقت تلف کردن کردند و ساعتها بهنوبت صحبت میکردند.
انگلیسی آمریکایی حقوق فیلیباستر، اطالهی بررسی، سد رأی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The senator initiated a filibuster to block the passage of the controversial bill.
سناتور برای جلوگیری از تصویب این لایحهی بحثبرانگیز، اطالهی بررسی را آغاز کرد.
The historical analysis of parliamentary procedures often highlights the strategic use of a filibuster as a tool for political leverage.
تحلیل تاریخی رویههای پارلمانی اغلب بر استفاده استراتژیک از فیلیباستر بهعنوان ابزاری برای اهرم فشار سیاسی تأکید میکند.
The lengthy filibuster in Congress lasted for several hours, stalling legislative proceedings.
فیلیباستر طولانیمدت در کنگره چندین ساعت به طول انجامید و روند قانونی را متوقف کرد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «filibuster» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/filibuster