آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ مهر ۱۴۰۴

      Procrastination

      proʊˌkræstɪˈneɪʃn̩ prəʊˌkræstɪˈneɪʃn̩

      معنی procrastination | جمله با procrastination

      noun uncountable

      اهمال‌کاری، فردافکنی، تعلل، پشت‌گوش‌اندازی، مماطله (به تأخیر انداختن کاری که باید انجام شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Procrastination can lead to increased stress and missed opportunities.

      اهمال‌کاری می‌تواند به افزایش استرس و از دست رفتن فرصت‌ها منجر شود.

      Overcoming procrastination requires discipline and effective time management skills.

      غلبه بر فردافکنی مستلزم نظم و انضباط و مهارت‌های مدیریت زمان مؤثر است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد procrastination

      1. noun slowness as a consequence of not getting around to it
        Synonyms:
        dilatoriness
      1. noun the act of procrastinating; putting off or delaying or defering an action to a later time
        Synonyms:
        cunctation shillyshally

      سوال‌های رایج procrastination

      معنی procrastination به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی procrastination در زبان انگلیسی به معنای «اهمال‌کاری»، «تعلل»، «فردافکنی» یا «به تأخیر انداختن کارها» ترجمه می‌شود.

      این واژه برای توصیف رفتاری به کار می‌رود که در آن فرد، به دلایل مختلف، انجام یک کار ضروری یا مسئولیت را به زمان دیگری موکول می‌کند، حتی اگر بداند این تأخیر ممکن است پیامدهای منفی داشته باشد. ریشه‌ی واژه از لاتین procrastinare به معنای «فردا انداختن» گرفته شده و مفهوم به تعویق انداختن آگاهانه یا ناخودآگاه وظایف را منتقل می‌کند.

      در زندگی روزمره و شخصی، procrastination معمولاً باعث افزایش استرس و فشار زمانی می‌شود. افرادی که به تعویق انداختن کارها عادت دارند، ممکن است احساس گناه، اضطراب و نارضایتی از خود تجربه کنند، زیرا کارها انباشته شده و وقت کافی برای انجام آن‌ها باقی نمی‌ماند. این رفتار می‌تواند بر کیفیت زندگی، بهره‌وری و حس کنترل فرد بر زمان تأثیر منفی بگذارد.

      در محیط‌های آموزشی و تحصیلی، procrastination یکی از چالش‌های رایج بین دانشجویان و دانش‌آموزان است. دانش‌آموزانی که تکالیف، مطالعه یا پروژه‌های خود را به تعویق می‌اندازند، معمولاً با فشار زیاد و کیفیت پایین مواجه می‌شوند. روان‌شناسان آموزشی توصیه می‌کنند که برنامه‌ریزی، تقسیم کارها به بخش‌های کوچک و ایجاد مهلت‌های کوتاه‌مدت می‌تواند به کاهش تعلل کمک کند.

      در محیط‌های کاری و حرفه‌ای، تعلل یا procrastination می‌تواند بر عملکرد تیم، پروژه‌ها و بهره‌وری سازمان تأثیر بگذارد. کارمندانی که وظایف مهم را پشت گوش می‌اندازند، ممکن است باعث تأخیر در کل روند کاری و نارضایتی همکاران شوند. مدیریت زمان، اولویت‌بندی کارها و ایجاد انگیزه می‌تواند اثرات منفی این رفتار را کاهش دهد.

      procrastination مفهومی است که به رفتار انسانی مرتبط با تأخیر و پشت گوش انداختن مسئولیت‌ها اشاره دارد. این واژه یادآور اهمیت مدیریت زمان، انگیزه و انضباط فردی است و نشان می‌دهد که جلوگیری از تعلل و انجام به موقع وظایف می‌تواند به کاهش استرس، افزایش بهره‌وری و بهبود کیفیت زندگی کمک کند.

      ارجاع به لغت procrastination

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «procrastination» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/procrastination

      لغات نزدیک procrastination

      • - proconsulship
      • - procrastinate
      • - procrastination
      • - procrastinator
      • - procreant
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      squishy hawkish dovish Northern Lights anesthetic turn away do up feat gild talisman whether greyhound standard deviation cartogram provide relief زمین مسابقه زمین‌بازی زمین خوردن زن ستیزانه زنبور عسل زنگ زنگوله زن‌ستیز زودگذر زیتون زیر پا گذاشتن زیرسیگاری زیرنویس زیر شاخه زیرنویس فیلم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.