Controvert

ˌkɒntrəˈvɜːrt ˌkɒntrəˈvɜːt
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

verb - transitive
ردکردن، هم‌ستیز کردن، مخالفت کردن، منکر شدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
- to controvert a point in a discussion
- حین گفت‌وگو نکته‌ای را مورد بحث قرار دادن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد controvert

  1. verb oppose, argue
    Synonyms:
    oppose argue deny contradict dispute contest question debate challenge refute rebut counter disprove confute wrangle confound oppugn break
    Antonyms:
    agree harmonize make peace restrain forbear

ارجاع به لغت controvert

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «controvert» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/controvert

لغات نزدیک controvert

پیشنهاد بهبود معانی