آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ آبان ۱۴۰۴

      Forbiddance

      معنی forbiddance

      noun

      قدغن، نهی، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیری

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forbiddance

      1. noun a refusal to allow
        Synonyms:
        ban prohibition banning forbidding inhibition disallowance interdiction proscription taboo

      سوال‌های رایج forbiddance

      معنی forbiddance به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «forbiddance» در زبان فارسی به‌صورت «ممنوعیت»، «قدغن»، «ممانعت»، «نهی» یا «بازداشت» ترجمه می‌شود.

      این واژه از ریشه‌ی فعل forbid به معنای «مانع شدن، جلوگیری کردن، یا منع کردن» مشتق شده است و معمولاً برای اشاره به اقدامی رسمی یا قانونی که انجام کاری را ممنوع می‌کند به کار می‌رود. Forbiddance دربرگیرنده‌ی مفهوم محدودیت، کنترل و وضع قوانین یا مقررات است که افراد یا گروه‌ها را از انجام رفتار خاصی باز می‌دارد.

      در زمینه‌های قانونی و حقوقی، forbiddance معمولاً به ممنوعیت‌هایی اشاره دارد که توسط قوانین، آیین‌نامه‌ها یا مقامات رسمی وضع می‌شوند. این ممنوعیت‌ها می‌توانند شامل اعمالی مانند ورود به مناطق حفاظت‌شده، مصرف برخی مواد، یا انجام فعالیت‌هایی که خطری برای جامعه دارند، باشند. به عنوان مثال، در جمله‌ی The forbiddance of smoking in public areas protects public health—«ممنوعیت سیگار کشیدن در اماکن عمومی از سلامت عمومی حفاظت می‌کند»—واژه‌ی forbiddance نشان‌دهنده‌ی محدودیت قانونی و الزام‌آور است.

      در زمینه‌ی اجتماعی و فرهنگی، forbiddance می‌تواند به هنجارها و آداب غیررسمی اشاره کند که انجام برخی رفتارها را ناپسند یا ممنوع می‌دانند. برای نمونه، در جوامع مختلف، پوشش یا رفتاری خاص ممکن است به لحاظ فرهنگی ممنوع یا نامناسب تلقی شود؛ این محدودیت‌ها اگرچه رسمی نیستند، اما قدرت معنایی مشابهی در کنترل رفتار افراد دارند. از این منظر، forbiddance نه‌تنها یک ابزار قانونی بلکه وسیله‌ای برای حفظ نظم اجتماعی و اخلاقی نیز محسوب می‌شود.

      در ادبیات و زبان تصویری، forbiddance گاه برای ایجاد حس محدودیت، ترس یا بازدارندگی به کار می‌رود. نویسندگان ممکن است از این واژه برای توصیف مکان‌های ممنوعه، دستورهای سخت‌گیرانه یا موانع غیرقابل عبور استفاده کنند تا حسی از محدودیت و انسداد در ذهن خواننده ایجاد کنند. این کاربرد نشان می‌دهد که forbiddance هم بار عملی دارد و هم بار احساسی و روانی.

      forbiddance مفهومی است که با کنترل، محدودیت و جلوگیری از رفتارهای نامطلوب پیوند خورده است. این واژه یادآور آن است که در جوامع انسانی و نظام‌های حقوقی، اعمال ممنوعیت‌ها به منظور حفظ نظم، امنیت و سلامت جمعی امری ضروری است، و از طرف دیگر، این محدودیت‌ها می‌توانند تأثیر عمیقی بر رفتار، تصمیم‌گیری و احساس آزادی افراد داشته باشند.

      ارجاع به لغت forbiddance

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forbiddance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/forbiddance

      لغات نزدیک forbiddance

      • - forbearing
      • - forbid
      • - forbiddance
      • - forbidden
      • - forbidden character
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.