فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forbiddance

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    قدغن، نهی، ممانعت، منع، بازداشت، جلوگیری
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forbiddance

  1. noun A refusal to allow
    Synonyms: ban, prohibition, inhibition, disallowance, interdiction, proscription, taboo, banning, forbidding

ارجاع به لغت forbiddance

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forbiddance» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forbiddance

لغات نزدیک forbiddance

پیشنهاد بهبود معانی