گذشتهی ساده:
excludedشکل سوم:
excludedسومشخص مفرد:
excludesوجه وصفی حال:
excludingمحروم کردن، راه ندادن، بیرون نگاه داشتن، مانع شدن، کنار گذاشتن، شامل نکردن، جلوگیری کردن
Women are excluded from participating in this contest.
زنها از شرکت در این رقابت محرومند.
True faith excludes all doubt.
ایمان واقعی از بروز تمام شک و تردیدها جلوگیری میکند.
Because he was mad, the eldest son was excluded from succession.
پسر بزرگتر بهدلیل دیوانگی از حق تاجوتخت محروم شد.
Air must be excluded from the bottle.
باید از ورود هوا به بطری جلوگیری شود.
The possibility of a fire should not be excluded.
امکان آتشسوزی را نباید نادیده گرفت.
That high ridge tends to exclude the breeze.
آن تپهی بلند جلوی نسیم را میگیرد.
شامل نشدن، مستثنی کردن، استثناء قائل شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The research methodology explicitly states criteria to exclude participants with pre-existing medical conditions, ensuring the study's focus on a healthy cohort.
روش تحقیق بهصراحت معیارهایی را برای مستثنی کردن شرکتکنندگان با بیماریهای زمینهای بیان میکند و تمرکز مطالعه را بر روی یک گروه سالم تضمین میکند.
When analyzing historical data, it is crucial to exclude anecdotal evidence that lacks verifiable sources, maintaining academic rigor in the interpretation.
هنگام تجزیهوتحلیل دادههای تاریخی، ضروری است که شواهد حکایتی فاقد منابع قابل تأیید را مستثنی کنیم تا دقت علمی در تفسیر حفظ شود.
Some software applications are designed to exclude certain file types from being backed up, optimizing storage space and backup time.
برخی از برنامههای نرمافزاری برای استثناء قائل شدن انواع خاصی از فایلها از پشتیبانگیری طراحی شدهاند که فضای ذخیرهسازی و زمان پشتیبانگیری را بهینه میکند.
Excluding the children, everyone was invited.
به جز بچهها همه دعوت شده بودند.
رد کردن، محال دانستن
The research findings seem to exclude the possibility of a purely genetic cause for the observed behavioral patterns.
یافتههای پژوهش، احتمال یک علت صرفاً ژنتیکی را برای الگوهای رفتاری مشاهدهشده را رد میکنند.
Given the limited data, one cannot entirely exclude the hypothesis that the phenomenon is influenced by an unknown external variable.
با توجه به دادههای محدود، نمیتوان فرضیهی تأثیرپذیری این پدیده از یک متغیر خارجی ناشناخته را بهطور کامل محال دانست.
The initial assessment of the project timeline did not explicitly exclude the potential for unforeseen technical complications.
ارزیابی اولیهی جدول زمانی پروژه، احتمال بروز مشکلات فنی پیشبینینشده را صراحتاً رد نمیکرد.
گذشتهی ساده exclude در زبان انگلیسی excluded است.
شکل سوم exclude در زبان انگلیسی excluded است.
وجه وصفی حال exclude در زبان انگلیسی excluding است.
سومشخص مفرد exclude در زبان انگلیسی excludes است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «exclude» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/exclude