آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ مرداد ۱۴۰۴

      Except

      ɪkˈsept ɪkˈsept

      گذشته‌ی ساده:

      excepted

      شکل سوم:

      excepted

      سوم‌شخص مفرد:

      excepts

      وجه وصفی حال:

      excepting

      معنی except | جمله با except

      conjunction preposition A2

      جز، به‌جز، مگر، به‌استثنای، غیر از، سوای

      The room was completely silent except for the buzzing of a bee.

      اتاق غرق در سکوت بود و فقط صدای وز وز یک زنبور می‌آمد.

      You can eat everything except meat.

      شما می‌توانید همه‌چیز غیر از گوشت بخورید.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Everyone came except Iraj.

      همه به‌جز ایرج آمدند.

      She invited everyone except Pari.

      او همه را جز پری دعوت کرد.

      I'd quit my job except I need the money.

      اگر نیاز به پول نداشتم کارم را ول کرده بودم.

      except for the fact that...

      به‌جز این واقعیت که ...، جز این که...

      verb - transitive

      مستثنا کردن، استثنا قائل شدن، کنار گذاشتن، حذف کردن، خارج کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The new policy excepts certain employees from overtime work.

      سیاست جدید برخی کارکنان را از اضافه‌کاری مستثنا می‌کند.

      The list excepts some rare species from the protection program.

      فهرست، برخی گونه‌های نادر را از برنامه‌ی حفاظت کنار می‌گذارد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد except

      1. preposition other than
        Synonyms:
        excepting besides excluding barring save but aside from apart from without rejecting omitting minus lacking if not exempting exclusive of leaving out saving be short of something outside of not for with the exception of
      1. verb leave out
        Synonyms:
        exclude omit eliminate reject rule out disallow debar ban bar suspend exempt pass over count out object protest remonstrate inveigh expostulate bate taboo
        Antonyms:
        include admit allow

      Collocations

      except for

      بجز، سوای، به غیر از

      سوال‌های رایج except

      گذشته‌ی ساده except چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده except در زبان انگلیسی excepted است.

      شکل سوم except چی میشه؟

      شکل سوم except در زبان انگلیسی excepted است.

      وجه وصفی حال except چی میشه؟

      وجه وصفی حال except در زبان انگلیسی excepting است.

      سوم‌شخص مفرد except چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد except در زبان انگلیسی excepts است.

      ارجاع به لغت except

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «except» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/except

      لغات نزدیک except

      • - excelling
      • - excelsior
      • - except
      • - except for
      • - exception
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.