آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Saving

      ˈseɪvɪŋ ˈseɪvɪŋ

      گذشته‌ی ساده:

      saved

      شکل سوم:

      saved

      سوم‌شخص مفرد:

      saves

      شکل جمع:

      savings

      توضیحات:

      این لغت در معنای نخست به‌صورت جمع (plural) نوشته می‌شود.

      معنی saving | جمله با saving

      noun plural B2

      اقتصاد ذخیره‌ی مالی، پس‌انداز، اندوخته (savings)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      How much is your savings?

      پس‌اندازت چقدر است؟

      this company's foreign exchange savings

      اندوخته‌های ارزی این شرکت

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a savings account

      حساب پس‌انداز

      Zarry hides her savings under the mattress.

      زری اندوخته‌های خود را زیر تشک پنهان می‌کند.

      noun uncountable

      رهایی، نجات، رستگاری، خلاصی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      saving of the trapped miners

      نجات معدنچی‌های گرفتار

      the saving of the endangered species

      نجات گونه‌های در معرض خطر

      noun

      صرفه‌جویی

      a ten percent saving in the consumption of electricity

      صرفه‌جویی ده‌‌درصدی در مصرف برق

      saving on fuel

      صرفه‌جویی در مصرف سوخت

      conjunction preposition

      قدیمی به‌جز، جز، غیر از، مگر، الا، به استثنای

      Saving one or two minor errors, the report was well-written.

      به‌جز یکی دو اشتباه جزئی، گزارش به‌خوبی نوشته شده بود.

      All of the books were burned in the fire, saving a few that were kept in a safe.

      همه‌ی کتاب‌ها به استثنای چند کتاب که در یک گاوصندوق نگهداری می‌شدند در آتش سوختند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد saving

      1. adjective redeeming
        Synonyms:
        preserving rescuing reparatory
      1. adjective thrifty
        Synonyms:
        economical frugal careful prudent conservative sparing canny provident chary conservation preserving preservation redemptive redeeming redemptory preservative rescue choice barring scotch
      1. adjective conditional
        Synonyms:
        contingent provisional qualificative
      1. noun conservation
        Synonyms:
        preservation maintenance thrift rescue delivery deliverance
      1. noun profit
        Synonyms:
        gain increase proceeds economy
      1. verb refrain from harming
        Synonyms:
        sparing conserving economizing lessening curtailing
      1. verb save from sins
        Synonyms:
        freeing releasing rescuing defending guarding preserving maintaining keeping sparing reclaiming redeeming preventing relieving liberating delivering conserving safeguarding retaining reserving banking storing depositing ransoming salvaging shielding husbanding hoarding economizing accumulating garnering amassing emancipating extricating obviating stockpiling skimping scrimping
        Antonyms:
        endangering deserting condemning
      1. verb economize; set aside
        Synonyms:
        collecting gathering accumulating amassing stockpiling storing
        Antonyms:
        spending wasting investing squandering
      1. verb retain rights to
        Synonyms:
        keeping conserving preserving husbanding
        Antonyms:
        endangering
      1. verb to deliver from sin
        Synonyms:
        reclaiming regenerating
        Antonyms:
        hurting harming endangering condemning damn
      1. verb record data on a computer
        Synonyms:
        writing

      لغات هم‌خانواده saving

      noun
      save, saver, saving, savior
      verb - transitive
      save

      سوال‌های رایج saving

      گذشته‌ی ساده saving چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده saving در زبان انگلیسی saved است.

      شکل سوم saving چی میشه؟

      شکل سوم saving در زبان انگلیسی saved است.

      شکل جمع saving چی میشه؟

      شکل جمع saving در زبان انگلیسی savings است.

      سوم‌شخص مفرد saving چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد saving در زبان انگلیسی saves است.

      ارجاع به لغت saving

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «saving» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/saving

      لغات نزدیک saving

      • - saver
      • - savin
      • - saving
      • - savings account
      • - savings and loan association
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.