آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ بهمن ۱۴۰۳

      Economical

      ˌiːkəˈnɑːmɪkl ˌekəˈnɒmɪkl / / ˌiː-

      صفت تفضیلی:

      more economical

      صفت عالی:

      most economical

      معنی economical | جمله با economical

      adjective B2

      صرفه‌جو، میانه‌رو در مصرف

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      be economical with

      صرفه‌جویی کردن در، قناعت کردن در

      She is a very economical housewife.

      او خانه‌دار بسیار صرفه‌جویی است.

      adjective

      (اجاق) کم‌مصرف، (سخن، شیوه) موجز، کوتاه، (عمل) میانه‌رو در مصرف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      an economical style

      سبک موجز

      adjective

      اقتصادی، مقرون‌به‌صرفه، باصرفه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      an economical way of using fuel

      روش صرفه‌جویانه مصرف سوخت

      Sea transportation is the most economical.

      حمل و نقل دریایی از همه ارزان‌تر است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد economical

      1. adjective conservative with resources; careful
        Synonyms:
        thrifty careful saving frugal prudent efficient sparing close practical provident tight chary circumspect skimping scrimping unwasteful cost-effective penny-pinching money-saving watchful spare methodical miserly stingy penny-wise closefisted mean prudential canny niggardly parsimonious avaricious work-saving meager penurious curmudgeonly on the rims
        Antonyms:
        wasteful careless expensive uncareful uneconomical
      1. adjective inexpensive
        Synonyms:
        cheap low-priced reasonable low fair moderate modest reduced on sale marked down cut rate steal sound dirt cheap dime a dozen quite a buy cost next to nothing cost nothing dog cheap bought for a song
        Antonyms:
        expensive unreasonable uneconomical

      لغات هم‌خانواده economical

      noun
      economics, economist, economy
      adjective
      economic, economical, economy
      verb - transitive
      economize
      adverb
      economically

      سوال‌های رایج economical

      صفت تفضیلی economical چی میشه؟

      صفت تفضیلی economical در زبان انگلیسی more economical است.

      صفت عالی economical چی میشه؟

      صفت عالی economical در زبان انگلیسی most economical است.

      ارجاع به لغت economical

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «economical» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/economical

      لغات نزدیک economical

      • - economic migrant
      • - economic moat
      • - economical
      • - economically
      • - economics
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.