آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۵

      Hoarding

      ˈhɔːrdɪŋ ˈhɔːdɪŋ

      شکل جمع:

      hoardings

      معنی hoarding | جمله با hoarding

      noun countable B1

      انگلیسی بریتانیایی بیلبورد، تابلوی تبلیغاتی بزرگ

      در انگلیسی آمریکایی از billboard استفاده می‌شود.

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      I saw a huge hoarding near the highway promoting a new car model.

      من یک بیلبورد بزرگ نزدیک بزرگراه دیدم که یک مدل ماشین جدید را تبلیغ می‌کرد.

      Researchers are investigating the efficacy of digital hoardings in enhancing brand recall compared to traditional static advertisements.

      محققان درحال بررسی اثربخشی بیلبوردهای دیجیتال در افزایش به خاطر سپردن برند در مقایسه با تبلیغات ثابت سنتی هستند.

      noun countable

      دیوار موقتی، حصار موقت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      اشتراک فست دیکشنری

      They put up a hoarding around the construction site to keep the public safe.

      آن‌ها برای حفظ امنیت عمومی، یک دیوار موقتی دور محل ساخت‌وساز کشیدند.

      The installation of a protective hoarding is imperative for mitigating hazards associated with urban redevelopment projects.

      نصب یک حصار موقت محافظ برای کاهش خطرات مرتبط با پروژه‌های نوسازی شهری ضروری است.

      noun uncountable B2

      احتکار، انباشت کالا، جمع‌آوری کالا (به‌طور مخفیانه)

      The sudden announcement of a sugar shortage led to widespread hoarding by consumers.

      اعلام ناگهانی کمبود شکر منجر به احتکار گسترده توسط مصرف‌کنندگان شد.

      Government intervention is often deemed necessary to prevent the hoarding of essential commodities during times of crisis, thereby ensuring equitable distribution.

      مداخله‌ی دولت اغلب برای جلوگیری از احتکار کالاهای اساسی در زمان بحران و درنتیجه تضمین توزیع عادلانه، ضروری تلقی می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد hoarding

      1. verb save up as for future use
        Synonyms:
        saving keeping storing accumulating collecting gathering reserving stocking supplying acquiring amassing stockpiling garnering heaping treasuring compiling
        Antonyms:
        spending wasting expending squandering
      1. noun large outdoor signboard
        Synonyms:
        billboard

      سوال‌های رایج hoarding

      گذشته‌ی ساده hoarding چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده hoarding در زبان انگلیسی hoarded است.

      شکل سوم hoarding چی میشه؟

      شکل سوم hoarding در زبان انگلیسی hoarded است.

      سوم‌شخص مفرد hoarding چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد hoarding در زبان انگلیسی hoards است.

      ارجاع به لغت hoarding

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «hoarding» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/hoarding

      لغات نزدیک hoarding

      • - hoard
      • - hoarder
      • - hoarding
      • - hoarfrost
      • - hoariness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      end line timeout topspin serve net touch rotation fault technical timeout winning shot serve receive formation attack line available sideline double substitution kill percentage line judge the other day رفراندوم دموکراسی وجاهت اجل استراتژی استبداد بیکران اسرار اهرام اغتشاش توسل ای بابا نابود کردن هضم فراق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.