گذشتهی ساده:
threw outشکل سوم:
thrown outسومشخص مفرد:
throws outوجه وصفی حال:
throwing outدور انداختن، دور ریختن، کنار گذاشتن
Don’t throw out these documents. we may still need them.
این اسناد را دور نینداز؛ ممکن است هنوز به آنها نیاز داشته باشیم.
They threw out the damaged files during the office cleanup.
در جریان تمیزکاری دفتر، پروندههای آسیبدیده را دور انداختند.
رد کردن، نپذیرفتن، کنار گذاشتن، باطل اعلام کردن، مردود دانستن، از دستور کار خارج کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The board threw out the new marketing plan and asked the team to redesign it.
هیئتمدیره، برنامهی جدید بازاریابی را رد کرد و از تیم خواست آن را دوباره طراحی کند.
His appeal was thrown out after the judges reviewed the documents.
پساز بررسی مدارک توسط قضات، درخواست تجدیدنظر او مردود اعلام شد.
اخراج کردن، بیرون انداختن
The tenants were thrown out of the building for not paying rent.
مستأجران بهدلیل نپرداختن اجاره، از ساختمان بیرون شدند.
The student was thrown out of the club for breaking the rules.
دانشجو بهدلیل شکستن قوانین، از باشگاه اخراج شد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «throw out» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/throw out