فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forfend

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • verb - transitive
    ( forefend =) دفع کردن، منع کردن، ممانعت کردن، حفظ کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forfend

  1. verb To prohibit from occurring by advance planning or action
    Synonyms: avert, obviate, stave off, forestall, preclude, debar, prevent, forefend, rule out, deflect, ward, head off, fend-off, avoid, ward off

ارجاع به لغت forfend

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forfend» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forfend

لغات نزدیک forfend

پیشنهاد بهبود معانی