آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۶ شهریور ۱۴۰۴

      Forfeiture

      ˈfɔːrfətʃər ˈfɔːfətʃə

      معنی forfeiture | جمله با forfeiture

      noun

      از دست‌دادگی، فقدان، زیان، ضرر، جریمه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      the forfeiture of his property

      از دست دادن اموال او

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد forfeiture

      1. noun abandonment
        Synonyms:
        loss relinquishment giving up forfeit fine mulct

      سوال‌های رایج forfeiture

      معنی forfeiture به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «forfeiture» در زبان فارسی به «سلب مالکیت»، «از دست دادن» یا «مصادره» ترجمه می‌شود.

      این واژه بیشتر در زمینه‌های حقوقی، مالی و قراردادی به کار می‌رود و به حالتی اشاره دارد که فرد به دلیل نقض قانون یا شرایط توافق، حق یا دارایی خود را از دست می‌دهد. «Forfeiture» برخلاف «loss» (از دست دادن ساده)، بار معنایی رسمی‌تر و قانونی‌تری دارد و نشان‌دهنده‌ی یک فرایند الزام‌آور است که معمولاً توسط نهادهای قضایی یا قانونی اعمال می‌شود.

      در زمینه‌ی حقوقی، «forfeiture» به معنای محروم شدن از حق یا دارایی به دلیل تخطی از قانون است. برای مثال، اگر شخصی مرتکب جرایمی مانند قاچاق یا پول‌شویی شود، ممکن است دارایی‌های مرتبط با آن جرم از سوی دولت توقیف و مصادره شوند. این عمل به عنوان «asset forfeiture» یا «مصادره‌ی دارایی» شناخته می‌شود. هدف از این اقدام، جلوگیری از بهره‌برداری مجدد از منابع غیرقانونی و نیز ایجاد بازدارندگی در برابر تخلفات مشابه است.

      در قراردادها نیز مفهوم «forfeiture» نقشی اساسی دارد. فرض کنید فردی قراردادی برای خرید ملک امضا کرده اما به تعهدات مالی خود عمل نکرده است؛ در این صورت ممکن است پول پیش یا ضمانت پرداخت او به عنوان «forfeiture» ضبط شود. در این زمینه، «forfeiture» در واقع نوعی جریمه قراردادی محسوب می‌شود که عدم پایبندی به تعهدات را پرهزینه می‌کند. این مفهوم باعث می‌شود افراد در انجام وظایف خود دقت بیشتری داشته باشند و قراردادها از ضمانت اجرایی قوی‌تری برخوردار شوند.

      از منظر تاریخی، «forfeiture» سابقه‌ای طولانی در نظام‌های حقوقی مختلف دارد. در قرون وسطی، اگر کسی مرتکب خیانت علیه حکومت می‌شد، اموال او به‌طور کامل مصادره می‌گردید و خانواده‌اش از ارث محروم می‌شدند. هرچند امروزه این شیوه‌ها تعدیل یافته‌اند، اما اصل ماجرا همچنان پابرجاست: فردی که قانون یا تعهدی را نقض می‌کند، بخشی از حقوق و دارایی‌های خود را از دست خواهد داد.

      واژه‌ی «forfeiture» یادآور این حقیقت است که مالکیت و حقوق فردی در چارچوب قانون تعریف می‌شوند و نمی‌توان آن‌ها را مطلق و همیشگی در نظر گرفت. این واژه نوعی هشدار در خود دارد: هر حقی، در صورت سوءاستفاده یا بی‌توجهی به مسئولیت‌های همراه آن، می‌تواند از دست برود. «forfeiture» نه‌تنها اصطلاحی حقوقی یا مالی است، بلکه بازتابی از اصل عدالت اجتماعی و مسئولیت‌پذیری در روابط انسانی و حقوقی به شمار می‌رود.

      ارجاع به لغت forfeiture

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «forfeiture» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/forfeiture

      لغات نزدیک forfeiture

      • - foreyard
      • - forfeit
      • - forfeiture
      • - forfend
      • - forficate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.