فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forficate

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    دوشقه (مانند دم برخی پرندگان)، دوشاخه
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forficate

  1. Resembling a fork; divided or separated into two branches
    Synonyms: furcate, bifurcate, biramous, branched, forked, fork-like, pronged, prongy

ارجاع به لغت forficate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forficate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forficate

لغات نزدیک forficate

پیشنهاد بهبود معانی