فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forgather

fɔːrˈɡæðər fɔːˈɡæðə
آخرین به‌روزرسانی:

توضیحات

همچنین می‌توان از foregather به‌ جای forgather استفاده کرد.

معنی

  • verb - intransitive
    فراهم آمدن، گرد آمدن، اجتماع کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forgather

  1. verb Collect in one place
    Synonyms: gather, assemble, congregate, convene, meet, foregather
  2. verb To come together
    Synonyms: collect, assemble, cluster, congregate, convene, gather, get-together, group, muster

ارجاع به لغت forgather

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forgather» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forgather

لغات نزدیک forgather

پیشنهاد بهبود معانی