آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Cluster

      ˈklʌstər ˈklʌstə

      گذشته‌ی ساده:

      clustered

      شکل سوم:

      clustered

      سوم‌شخص مفرد:

      clusters

      وجه وصفی حال:

      clustering

      شکل جمع:

      clusters

      معنی cluster | جمله با cluster

      noun adverb countable C1

      خوشه

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن
      noun adverb countable

      خوشه، دسته، گروه، سنبله، دسته کردن، جمع کردن، خوشه کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      a cluster of cottages near the lake

      چندین کلبه در نزدیکی دریاچه

      A cluster of his followers gathered around his house.

      مشتی از پیروانش دور منزلش جمع شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Some flowers are single, others are in clusters.

      برخی گل‌ها منفرد و برخی دیگر خوشه‌ای هستند.

      Foreign students tend to cluster together.

      دانشجویان خارجی تمایل به هم‌گرایی دارند.

      The soldiers clustered around the wounded officer.

      سربازان دور افسر زخمی جمع شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cluster

      1. noun group of something
        Synonyms:
        group collection set lot bunch pack party gathering body band crew batch bundle clump array knot blob chunk clutch bevy covey assemblage
        Antonyms:
        one individual
      1. verb assemble, group
        Synonyms:
        gather collect group assemble associate crowd around flock bunch round up aggregate bunch up bundle gang around accumulate package cumulate parcel
        Antonyms:
        scatter disperse let go dissemble

      سوال‌های رایج cluster

      گذشته‌ی ساده cluster چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cluster در زبان انگلیسی clustered است.

      شکل سوم cluster چی میشه؟

      شکل سوم cluster در زبان انگلیسی clustered است.

      شکل جمع cluster چی میشه؟

      شکل جمع cluster در زبان انگلیسی clusters است.

      وجه وصفی حال cluster چی میشه؟

      وجه وصفی حال cluster در زبان انگلیسی clustering است.

      سوم‌شخص مفرد cluster چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد cluster در زبان انگلیسی clusters است.

      ارجاع به لغت cluster

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cluster» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cluster

      لغات نزدیک cluster

      • - cluny lace
      • - clupeid
      • - cluster
      • - clutch
      • - clutch bag
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      national basketball outdoor basketball pro basketball professional basketball varsity basketball wheelchair basketball basketball bakery brave wanton raster mason iiwi amend hairbrush برتری‌گرایانه کپک برون جهیدن برون‌راند ارسطو اوستا ضمانت کوشایی عهد لوپوس خودایمنی بیماری خودایمنی فمینیسم برکنارسازی برگشت خوردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.