آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ دی ۱۴۰۴

      One

      wʌn wʌn wʌn

      شکل جمع:

      ones

      معنی one | جمله با one

      adjective A1

      ریاضی یک، تک، واحد

      one book

      یک کتاب

      from one place to another

      از یک جا به جای دیگر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Only one person came.

      فقط یک نفر آمد.

      adjective

      یکی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Come again one day soon.

      یکی از این روزها دوباره بیا.

      adjective

      باهم، هم‌بسته، متحد

      We are all of one voice.

      همه یک زبان هستیم.

      adjective

      عین همان

      adjective

      یکی از همان

      One early morning I saw him running.

      یک صبح زود او را درحال دویدن دیدم.

      adjective

      یگانه، منحصر، تنها، یکتا

      She is the one person I trust.

      او تنها کسی است که به او اعتماد دارم.

      the one solution to this problem

      یگانه راه حل این مسئله

      adjective

      به جای "a" برای تأکید بیشتر

      She is one beautiful baby.

      او واقعاً کودک زیبایی است.

      This is one hell of a lie!

      این درست یک دروغ محض است!

      noun

      شخص، آدم، انسان

      One must always be ready.

      آدم باید همیشه آماده باشد.

      What else can one do?

      انسان چه کار دیگری می‌تواند بکند؟

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      One should love one's neighbors.

      انسان باید نسبت به همسایگان خود مهر بورزد.

      noun

      یک واحد

      one third

      یک سوم

      noun

      (در اشاره به چیزی یا کسی که قبلاً ذکر شده است) - ی، یک (شخص یا چیزی)

      one day in the near future

      روزی در آینده‌ی نزدیک

      one day in Khordad

      روزی در خرداد

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They rent a house, but I own one.

      آن‌ها خانه اجاره می‌کنند؛ ولی من از خودم خانه دارم.

      Do you have books? I would like to borrow one.

      کتاب داری؟ دلم می‌خواهد یکی (از تو) قرض کنم.

      Which apple do you want? the one that is on the table.

      کدام سیب را می‌خواهی؟ آن که روی میز است.

      noun

      (عامیانه - امریکا) اسکناس یک دلاری

      pronoun

      کسی، شخصی، یکی

      Among the dead was one Karim Abbassy.

      در میان مردگان شخصی به نام کریم عباسی وجود داشت.

      One of them went west, the other went east.

      یکی از آن‌ها به غرب رفت و دیگری به شرق.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      One of us is going to die.

      یکی از ما خواهد مرد.

      noun

      عدد یک، یک عدد، شماره یک

      one o'clock

      ساعت یک

      He can't tell one tree from another.

      او نمی‌تواند یک درخت را از دیگری تشخیص بدهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I for one think he is lying.

      من یکی فکر می‌کنم که او دروغ می‌گوید.

      For one thing, it is still raining.

      از طرفی هنوز هم دارد باران می‌آید.

      She is accountant and secretary all in one.

      او هم حسابدار است هم منشی.

      He was welcome by one and all.

      همه به او خوش آمد گفتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد one

      1. adjective individual
        Synonyms:
        single sole only one and only separate specific particular definite special different alone unique singular odd peculiar solitary uncommon

      Collocations

      with one accord

      متفقاً، به اتفاق، با هم، جملگی، یک‌دل و یک‌زبان

      one after another

      پی در پی، یکی پس از دیگری

      one and all

      همه، همگان، همگی، جملگی، تکتک

      the one

      خداوند، خدای یکتا

      Idioms

      with one accord

      با یکدلی

      all one

      علی‌السویه، بی‌تفاوت، فرقی ندارد، بدون اهمیت

      at one

      همدل، متوافق، متفق، یک‌دل و یک زبان، متحد

      be one up on someone

      یکی جلو بودن از کسی، یکی طلبکار بودن

      for one

      به عنوان یک نفر، از یک نظر، از طرفی

      Idioms بیشتر

      in one (or all in one)

      روی‌هم، جمعاً، هم- هم

      one after another

      یکی پس از دیگری، پشت سر هم

      one and all

      همه، همه‌کس

      one by one

      یکی پس از دیگری، یکی‌یکی، منفرداً، سوا‌سوا

      one can't be in two places at once

      (آدم نمی‌تواند در آن واحد در دو جا باشد) با یک دست نمی‌توان دو هندوانه را بلند کرد

      take it one day at a time

      روزبه‌روز پیش رفتن، فعلاً به امروز فکر کردن، قدم‌به‌قدم جلو رفتن، آینده‌نگری نکردن (و در لحظه زندگی کردن)

      one for all and all for one

      (همه برای یک نفر و یکنفر برای همه) سر که نه در راه عزیزان بود بار گرانیست کشیدن به دوش

      one good turn deserves another

      کار نیک را باید با کار نیک جبران کرد.

      با کسانی که به تو نیکی کرده‌اند نیکی کن

      one is innocent until proven guilty

      تا گناه کسی اثبات نشده است، بی‌گناه است

      one of those things

      یکی از آن چیزها (ی احتراز‌ناپذیر یا تغییر‌ناپذیر و غیره)

      one rotten apple spoils the barrel

      (یک سیب گندیده جعبه‌ی سیب را فاسد می‌کند) یک بز گر گله را گر می‌کند

      one swallow does not make a summer

      با یک گل بهار نمی‌شود

      kill two birds with one stone

      با یک تیر دو نشان زدن، به یک گز دو فاخته زدن

      back to square one

      سر خانه‌ی اول برگشتن، از اول شروع کردن، به نقطه‌ی شروع برگشتن

      سوال‌های رایج one

      شکل جمع one چی میشه؟

      شکل جمع one در زبان انگلیسی ones است.

      ارجاع به لغت one

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «one» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/one

      لغات نزدیک one

      • - oncoming
      • - ond shot
      • - one
      • - one address
      • - one after another
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.