گذشتهی ساده:
clumpedشکل سوم:
clumpedسومشخص مفرد:
clumpsوجه وصفی حال:
clumpingشکل جمع:
clumpsگروه، دسته، انبوه، خوشه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
Researchers observed a distinct clump of cells under the microscope, indicating a specific stage of cellular development in the biological sample.
محققان یک دستهی متمایز از سلولها را زیر میکروسکوپ مشاهده کردند که نشاندهندهی مرحلهی خاصی از رشد سلولی در نمونهی بیولوژیکی بود.
The archaeological excavation revealed a clump of ancient pottery shards, suggesting a concentrated area of human activity in the prehistoric settlement.
کاوش باستانشناسی یک دسته از تکههای سفالی باستانی را آشکار کرد که نشاندهندهی منطقهای متمرکز از فعالیت انسانی در سکونتگاه ماقبل تاریخ بود.
The urban planning report highlighted that a dense clump of residential buildings in the city center contributes to traffic congestion and limited green spaces.
گزارش برنامهریزی شهری تاکید کرد که یک گروه متراکم از ساختمانهای مسکونی در مرکز شهر به تراکم ترافیک و فضاهای سبز محدود کمک میکند.
a clump of pine trees by the lake
دستهای درخت کاج در کنار دریاچه
توده (چیزی فشردهشده)
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Analysis of the soil sample revealed a dense clump of clay minerals, indicating poor drainage in that particular area.
تجزیهوتحلیل نمونهی خاک یک تودهی متراکم از مواد معدنی رسی را نشان داد که حاکی از زهکشی ضعیف در آن منطقهی خاص بود.
Researchers observed a significant clump of cosmic dust and gas coalescing in the nebula.
محققان یک تودهی قابل توجه از غبار و گاز کیهانی را مشاهده کردند که در سحابی به هم پیوستهاند.
The study indicated that the formation of a protein clump within neurons is a key pathological feature of certain neurodegenerative diseases.
این مطالعه نشان داد که تشکیل تودهای از پروتئین در نورونها یک ویژگی پاتولوژیک کلیدی برخی بیماریهای عصبفَرسا است.
صدای کوبش، صدای بلند (قدم)
The sudden clump of heavy boots from the corridor indicated the arrival of the security team, disrupting the otherwise quiet atmosphere.
صدای کوبش ناگهانی پوتینهای سنگین از راهرو نشاندهندهی ورود تیم امنیتی بود که فضای نسبتاً آرام را به هم زد.
During the lecture, the professor paused as a distinct clump resonated from the floor above, momentarily drawing the students' attention away from the complex topic.
در طول سخنرانی، استاد مکث کرد زیرا صدای بلند متمایزی از طبقهی بالا به گوش رسید و برای لحظهای توجه دانشجویان را از موضوع پیچیده منحرف کرد.
A soldier was clumping down the street.
سربازی با گامهای پرطنین در خیابان راه میرفت.
انگلیسی بریتانیایی با قدمهای سنگین راه رفتن
Despite the icy conditions, the rescue team had to clump through the snow for hours to reach the stranded hikers.
باوجود شرایط یخی، تیم نجات مجبور بود ساعتها با قدمهای سنگین در برف راه برود تا به کوهنوردان گرفتارشده برسد.
The archaeological survey required researchers to clump across uneven terrain, carefully marking potential excavation sites.
بررسی باستانشناسی ایجاب میکرد که محققان با قدمهای سنگین از زمین ناهموار عبور کنند و با دقت مکانهای حفاری بالقوه را علامتگذاری کنند.
The early settlers had to clump through vast, untamed forests, often facing unforeseen challenges in establishing new communities.
مهاجران اولیه مجبور بودند با قدمهای سنگین از جنگلهای وسیع و رامنشده عبور کنند و اغلب با چالشهای پیشبینینشدهای در ایجاد جوامع جدید روبهرو میشدند.
The lecturer explained how early agricultural societies would clump across newly cleared land, preparing it for cultivation with rudimentary tools.
سخنران توضیح داد که چگونه جوامع کشاورزی اولیه با قدمهای سنگین از زمینهای تازهپاکسازیشده عبور میکردند و آن را با ابزارهای ابتدایی برای کشت آماده میساختند.
پزشکی لخته شدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی پزشکی
In patients with certain blood disorders, platelets can abnormally clump together, leading to serious health complications.
در بیماران مبتلا به برخی اختلالات خونی، پلاکتها میتوانند بهطور غیرعادی لخته شوند و منجر به عوارض جدی سلامتی گردند.
In some autoimmune disorders, antibodies can cause red blood cells to clump together, leading to various complications.
در برخی اختلالات خودایمنی، آنتیبادیها میتوانند باعث لخته شدن گلبولهای قرمز خون شوند که منجر به عوارض مختلفی میگردد.
During the experiment, we observed that adding a specific enzyme caused the colloidal particles to clump, indicating a change in their surface charge.
در طول آزمایش، مشاهده کردیم که افزودن یک آنزیم خاص باعث لخته شدن ذرات کلوئیدی شد که نشاندهندهی تغییر در بار سطحی آنها بود.
گذشتهی ساده clump در زبان انگلیسی clumped است.
شکل سوم clump در زبان انگلیسی clumped است.
شکل جمع clump در زبان انگلیسی clumps است.
وجه وصفی حال clump در زبان انگلیسی clumping است.
سومشخص مفرد clump در زبان انگلیسی clumps است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «clump» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clump