آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Parcel

      ˈpɑːrsl ˈpɑːsl

      گذشته‌ی ساده:

      parceled

      شکل سوم:

      parceled

      سوم‌شخص مفرد:

      parcels

      وجه وصفی حال:

      parceling

      شکل جمع:

      parcels

      معنی parcel | جمله با parcel

      noun countable B1

      جزء، بخش، قسمت، گره، دسته

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      a parcel of fools

      یک دسته اوباش

      two parcels of land in Vanak

      دو قواره زمین در ونک

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      This condition is part and parcel of the agreement we signed last year.

      این شرط بخشی از قراردادی است که پارسال امضا کردیم.

      noun countable

      بسته، امانت پستی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      postal parcels

      بسته‌های پستی

      parcels of food and medicine for earthquake victims

      بسته‌های دارو و خوراک برای زلزله‌زدگان

      verb - transitive

      به قطعات تقسیم کردن، توزیع کردن

      The huge farm was parceled out among his nine children.

      مزرعه‌ی پهناور میان نه فرزند او تقسیم شد.

      verb - transitive

      بسته‌بندی کردن، در بسته گذاشتن

      He parceled the gifts.

      او هدیه‌ها را بسته‌بندی کرد.

      adjective

      جزئی، بخشی، ناکامل، نیمه‌کاره، ناقص

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد parcel

      1. noun container prepared to be sent
        Synonyms:
        package pack bundle packet carton load bindle
      1. noun group, bunch
        Synonyms:
        band body company crowd collection lot pack bunch cluster batch clump gang crew array clot clutch
        Antonyms:
        one none
      1. noun piece of land
        Synonyms:
        property plot tract plat acreage
      1. noun part, piece
        Synonyms:
        piece portion section segment division slice cut member chunk bite moiety lion’s share piece of the action rake-off
        Antonyms:
        whole

      سوال‌های رایج parcel

      گذشته‌ی ساده parcel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده parcel در زبان انگلیسی parceled است.

      شکل سوم parcel چی میشه؟

      شکل سوم parcel در زبان انگلیسی parceled است.

      شکل جمع parcel چی میشه؟

      شکل جمع parcel در زبان انگلیسی parcels است.

      وجه وصفی حال parcel چی میشه؟

      وجه وصفی حال parcel در زبان انگلیسی parceling است.

      سوم‌شخص مفرد parcel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد parcel در زبان انگلیسی parcels است.

      ارجاع به لغت parcel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «parcel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/parcel

      لغات نزدیک parcel

      • - parbuckle
      • - parcae
      • - parcel
      • - parcel post
      • - parceling or parcelling
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.