Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ آذر ۱۴۰۴

      Accumulate

      əˈkjuːmjəleɪt əˈkjuːmjəleɪt

      گذشته‌ی ساده:

      accumulated

      شکل سوم:

      accumulated

      سوم‌شخص مفرد:

      accumulates

      وجه وصفی حال:

      accumulating

      معنی accumulate | جمله با accumulate

      verb - transitive C2

      انباشتن، جمع کردن، گردآوری کردن (به‌تدریج)

      Over the years, she accumulated a valuable collection of rare books.

      درطول سال‌ها، مجموعه‌ای ارزشمند از کتاب‌های نایاب جمع‌آوری کرد.

      They accumulated a large debt.

      آن‌ها قرض زیادی بالا آوردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to accumulate wealth

      ثروت اندوختن

      verb - intransitive C2

      جمع شدن، انباشته شدن، افزایش یافتن (به‌تدریج)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      Over time, small mistakes can accumulate and cause serious problems.

      با گذشت زمان، اشتباهات کوچک می‌توانند جمع شوند و مشکلات جدی ایجاد کنند.

      Unpaid bills started to accumulate after he lost his job.

      پس‌از اینکه شغلش را از دست داد، قبض‌های پرداخت‌نشده شروع به جمع شدن کردند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Snow has accumulated.

      برف انباشته شده است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد accumulate

      1. verb gather or amass something
        Synonyms:
        gather collect assemble acquire gain add to increase heap pile store unite mass grow expand hoard pile up stockpile store up bring together draw together round up procure concentrate compile load up swell roll up incorporate amalgamate aggregate cache lump collocate agglomerate stack up clean up rack up make a bundle profit scare up make a killing
        Antonyms:
        lose waste spend disperse dwindle lessen dissipate

      لغات هم‌خانواده accumulate

      noun
      accumulation
      adjective
      accumulative
      verb - transitive
      accumulate
      adverb
      accumulatively

      سوال‌های رایج accumulate

      گذشته‌ی ساده accumulate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده accumulate در زبان انگلیسی accumulated است.

      شکل سوم accumulate چی میشه؟

      شکل سوم accumulate در زبان انگلیسی accumulated است.

      وجه وصفی حال accumulate چی میشه؟

      وجه وصفی حال accumulate در زبان انگلیسی accumulating است.

      سوم‌شخص مفرد accumulate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد accumulate در زبان انگلیسی accumulates است.

      معنی accumulate به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «Accumulate» در زبان فارسی به «انباشتن» یا «جمع کردن» ترجمه می‌شود.

      این واژه به فرآیند جمع شدن یا جمع‌آوری تدریجی چیزی در طول زمان اشاره دارد. مفهوم آن اغلب با رشد تدریجی و پیوسته همراه است، نه اتفاقات ناگهانی. از accumulate در زمینه‌های مختلفی مانند اقتصاد، آموزش، روان‌شناسی و علوم طبیعی استفاده می‌شود. این فعل می‌تواند به اشیاء فیزیکی مانند کتاب، پول یا زباله، و یا مفاهیم انتزاعی مانند تجربه، استرس یا اطلاعات اشاره داشته باشد.

      در حوزه‌ی مالی و اقتصادی، accumulate نقش مهمی ایفا می‌کند. افراد، شرکت‌ها و دولت‌ها به‌صورت مستمر در تلاش‌اند دارایی‌های خود را افزایش دهند. ثروت، سرمایه یا سود انباشته‌شده، نشانگر توانایی برنامه‌ریزی و سرمایه‌گذاری بلندمدت است. حتی در بازار بورس، برخی استراتژی‌های سرمایه‌گذاری به انباشت سهام در زمان‌هایی خاص برای بهره‌برداری از فرصت‌های آینده متکی هستند. انباشت منظم و حساب‌شده، یکی از اصول بنیادی رشد مالی به شمار می‌رود.

      در علوم زیستی و محیط زیست، accumulate معمولاً به تجمع تدریجی موادی مانند فلزات سنگین یا مواد شیمیایی در بدن موجودات زنده اشاره دارد. برای نمونه، زمانی که یک ماده‌ی سمی در بدن ماهی‌ها جمع می‌شود و سپس از طریق زنجیره‌ی غذایی به انسان منتقل می‌گردد، این روند به‌عنوان bioaccumulation شناخته می‌شود. این نوع انباشت می‌تواند اثرات مخربی بر سلامت موجودات زنده و اکوسیستم‌ها داشته باشد و اغلب در ارزیابی‌های زیست‌محیطی مورد بررسی قرار می‌گیرد.

      در روان‌شناسی، accumulate به فرآیند تجمع تدریجی احساسات، تنش‌ها یا افکار اشاره دارد. فردی که احساسات خود را سرکوب می‌کند یا شرایط سخت را نادیده می‌گیرد، ممکن است دچار انباشت عاطفی یا ذهنی شود که در بلندمدت به اضطراب، فرسودگی یا حتی بیماری‌های روان‌تنی منجر گردد. شناخت این فرآیند می‌تواند در بهبود سلامت روان و پیشگیری از آسیب‌های روانی نقش مهمی داشته باشد.

      در مسیر یادگیری و رشد شخصی نیز accumulate مفهومی حیاتی است. دانش، مهارت و بینش فردی از طریق انباشت تدریجی اطلاعات، تمرین و تجربه شکل می‌گیرد. هیچ پیشرفت یا تخصصی یک‌شبه حاصل نمی‌شود؛ بلکه نیاز به تلاش مداوم، تکرار، و کسب تجربه دارد. انباشتن تجربه در طول زمان، پایه‌ای برای تصمیم‌گیری آگاهانه‌تر، درک عمیق‌تر و عملکرد مؤثرتر در موقعیت‌های گوناگون زندگی فراهم می‌آورد.

      ارجاع به لغت accumulate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «accumulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/accumulate

      لغات نزدیک accumulate

      • - accumbency
      • - accumbent
      • - accumulate
      • - accumulate experience
      • - accumulated error
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      duress during economics ecstasy Eden representational repulsive rivet room and board room interviewer rush hour saggy salon satchel خودسرانه خوش قول خوشبخت شدن خوشنویسی خون‌آشام دائم‌الخمر داخل دادخواهی دادنامه دادگاه داستان بلند دانستن دانش دانشجوی پزشکی امور
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.