گذشتهی ساده:
compiledشکل سوم:
compiledسومشخص مفرد:
compilesوجه وصفی حال:
compilingگردآوری کردن، جمعآوری کردن، تدوین کردن، فراهم آوردن، تنظیم کردن
He compiled a list of the world's largest banks.
او فهرستی از بزرگترین بانکهای جهان گردآوری کرد.
The company is compiling a list of customer feedback to improve its services.
شرکت، درحال تنظیم فهرستی از بازخوردهای مشتریان برای بهبود خدمات خود است.
to compile a bilingual dictionary
فرهنگ دوزبانه تألیف کردن
کامپیوتر همگردانی کردن، کامپایل کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کامپیوتر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She spent hours compiling the code for her new computer program.
او ساعتها صرف همگردانی کد برنامهی کامپیوتری جدیدش کرد.
The software engineer had to compile the program multiple times to fix all the bugs.
مهندس نرمافزار مجبور شد چندین بار برنامه را کامپایل کند تا تمام باگها را برطرف کند.
گذشتهی ساده compile در زبان انگلیسی compiled است.
شکل سوم compile در زبان انگلیسی compiled است.
وجه وصفی حال compile در زبان انگلیسی compiling است.
سومشخص مفرد compile در زبان انگلیسی compiles است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «compile» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/compile