Edit معنی

  • Noun Verb - transitive
    نشر کردن، آماده چاپ کردن، تغییر دادن یا تصحیح کردن، تنظیم کردن، ویراستن
    • - Shakespeare's works have again been edited by an American scholar.
    • - آثار شکسپیر دوباره توسط یک دانشمند امریکایی ویرایش شده است.
    • - The first person who edited his poetry.
    • - نخستین کسی که اشعار او را ویرایش کرد.
    • - edit line
    • - خط ویرایش
    • - edit window
    • - پنجره‌ی ویرایش
    • - a cut made in the edit
    • - حذف شدگی در هنگام ویرایش
آخرین به‌روزرسانی:
  • فونتیک آمریکایی

    ˈedɪt
  • فونتیک بریتانیایی

    ˈedɪt

مترادف و متضاد edit

Phrasal verbs

لغات نزدیک edit