آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Regulate

    ˈreɡjəleɪt ˈreɡjəleɪt

    گذشته‌ی ساده:

    regulated

    شکل سوم:

    regulated

    سوم‌شخص مفرد:

    regulates

    وجه وصفی حال:

    regulating

    معنی regulate | جمله با regulate

    verb - transitive C1

    تنظیم کردن، میزان کردن، درست کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    The room's temperature can be regulated.

    حرارت اتاق را می‌توان تنظیم کرد.

    This valve regulates the flow of gasoline.

    این سوپاپ جریان بنزین را تنظیم می کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    to regulate a clock

    ساعت را میزان کردن

    Is it the government's duty to regulate the country's industries?

    آیا وظیفه‌ی دولت سامان دادن به صنایع کشور است؟

    He asked students to regulate their conduct.

    از دانشجویان خواست که رفتار خود را اصلاح کنند.

    a law to regulate the activities of banks

    قانونی برای منظم کردن فعالیت بانکها

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد regulate

    1. verb manage, organize
      Synonyms:
      control direct handle organize arrange coordinate administer supervise govern oversee conduct determine allocate adjust guide set fix order adapt improve balance moderate rectify correct run shape up straighten up settle dispose measure put in order methodize systematize classify reconcile standardize readjust fit pull things together modulate rule temper monitor tune time square true tune up legislate superintend
      Antonyms:
      disorganize mismanage deregulate

    لغات هم‌خانواده regulate

    noun
    regulation, regulator
    adjective
    regulatory
    verb - transitive
    regulate

    سوال‌های رایج regulate

    گذشته‌ی ساده regulate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده regulate در زبان انگلیسی regulated است.

    شکل سوم regulate چی میشه؟

    شکل سوم regulate در زبان انگلیسی regulated است.

    وجه وصفی حال regulate چی میشه؟

    وجه وصفی حال regulate در زبان انگلیسی regulating است.

    سوم‌شخص مفرد regulate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد regulate در زبان انگلیسی regulates است.

    ارجاع به لغت regulate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «regulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۱ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/regulate

    لغات نزدیک regulate

    • - regularizer
    • - regularly
    • - regulate
    • - regulater
    • - regulation
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    واژه سال 2025 دیکشنری ها

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات انگلیسی مربوط به کریسمس

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    holland shades of something or someone Manichaean tumult motherhood turn down exponential extant extensible extensively gourmet exterritorial extreme weather extremely subterfuge محموله تحریم تحمیل متحمل یحتمل تحقق مهمل منقار نامگذاری مغیلان مقوا تقدم منقش نصیر منجوق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.