آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Adapt

    əˈdæpt əˈdæpt

    گذشته‌ی ساده:

    adapted

    شکل سوم:

    adapted

    سوم‌شخص مفرد:

    adapts

    وجه وصفی حال:

    adapting

    معنی adapt | جمله با adapt

    verb - transitive B2

    وفق دادن، موافق بودن، تعدیل کردن، مناسب کردن، مناسب شدن

    A teacher must adapt his instruction to meet student's needs.

    معلم باید تدریس خود را با نیاز شاگردان هماهنگ کند.

    They gradually adapted themselves to the environment.

    آن‌ها به‌تدریج خود را با محیط وفق دادند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The toughness of this material adapts it for many uses.

    این پارچه به‌دلیل استحکامی که دارد، برای کارهای زیادی مناسب است.

    verb - transitive

    اقتباس کردن، درست کردن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری

    He adapted Sadegh Hedayat's story for television.

    او داستان صادق هدایت را برای برنامه‌ی تلویزیونی اقتباس کرد.

    The film's plot was adapted from Sa'di.

    طرح فیلم براساس آثار سعدی درست شده بود.

    verb - intransitive

    سازگار شدن، سازگار کردن، جور کردن، جور شدن

    We must adapt to change.

    باید خود را با تغییرات سازگار کنیم.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد adapt

    1. verb adjust to a different situation or condition
      Synonyms:
      change alter adjust modify suit fit accommodate conform shape make match prepare revise familiarize accustom habituate reconcile tailor readjust qualify comply acclimate remodel square fashion get used to grow used to shape up come around play the game get act together roll with punches
      Antonyms:
      disturb disorder unfit dislocate

    لغات هم‌خانواده adapt

    noun
    adaptability, adaptation, adapter
    adjective
    adaptable, adapted
    verb - transitive
    adapt

    سوال‌های رایج adapt

    گذشته‌ی ساده adapt چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده adapt در زبان انگلیسی adapted است.

    شکل سوم adapt چی میشه؟

    شکل سوم adapt در زبان انگلیسی adapted است.

    وجه وصفی حال adapt چی میشه؟

    وجه وصفی حال adapt در زبان انگلیسی adapting است.

    سوم‌شخص مفرد adapt چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد adapt در زبان انگلیسی adapts است.

    ارجاع به لغت adapt

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «adapt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/adapt

    لغات نزدیک adapt

    • - adamsite
    • - adana
    • - adapt
    • - adapt to changing circumstances
    • - adaptability
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    outshine outside over-the-counter over and above overarching overkill overthinker panacea parochial peanuts peel off per se permissiveness play along play dirty داود دربه‌دری درسی دمیدن جهد حائل حبه حقه حلقه حذر حزین هضم حلیم حور رجحان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.