گذشتهی ساده:
unfittedشکل سوم:
unfittedسومشخص مفرد:
unfitsوجه وصفی حال:
unfittingصفت تفضیلی:
more unfitصفت عالی:
most unfitشکل نوشتاری دیگر این لغت در حالت گذشتهی ساده و شکل سوم در انگلیسی آمریکایی: unfit
ناشایسته، نامناسب، غیرقابل قبول، ناسازگار، ناهماهنگ
The candidate was unfit for the position because of lack of experience.
این داوطلب بهدلیل نداشتن تجربه، برای این سمت نامناسب بود.
The water was tested and found unfit for drinking.
آب آزمایش شد و غیرقابل شرب تشخیص داده شد.
انگلیسی بریتانیایی ضعیف، ناسالم، بیتحرک
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She started running again to stop feeling unfit.
او دوباره دویدن را شروع کرد تا احساس ضعیف بودن نکند.
Sitting at a desk all day has made me unfit.
تمام روز پشت میز نشستن، مرا بیتحرک کرده است.
قدیمی نامناسب کردن، ناسازگار کردن، فاقد صلاحیت کردن، بیکفایت کردن
Lack of experience can unfit a candidate for certain managerial positions.
کمبود تجربه میتواند داوطلب را برای برخی سمتهای مدیریتی نامناسب کند.
The injury unfitted the athlete for competitive sports for several months.
مصدومیت، ورزشکار را برای شرکت در رقابتهای ورزشی به مدت چند ماه فاقد صلاحیت کرد.
غیر قابل سکونت برای انسان
صفت تفضیلی unfit در زبان انگلیسی more unfit است.
صفت عالی unfit در زبان انگلیسی most unfit است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unfit» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unfit