آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱ شهریور ۱۴۰۴

      Unable

      ʌnˈeɪbl ʌnˈeɪbl

      معنی unable | جمله با unable

      adjective B1

      عاجز، ناتوان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The injured athlete was unable to compete in the championship game.

      ورزش‌کار مصدوم قادر به رقابت در مسابقه‌ی قهرمانی نبود (ناتوان بود).

      My father was unable to walk.

      پدرم قادر به راه رفتن نبود (در راه رفتن ناتوان بود).

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We are unable to guarantee the timely payment of the installments.

      ما نمی‌توانیم (عاجز هستیم) پرداخت به‌ موقع اقساط را تضمین کنیم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unable

      1. adjective not having talent, skill
        Synonyms:
        incompetent incapable unqualified unskilled inept inadequate unfit not able helpless powerless weak ineffectual inefficient impotent not up to clumsy not equal to inoperative incapacitated no good out of commission can’t cut it can’t hack it not cut out for can’t make the grade hog-tied impuissant inefficacious sidelined unfitted no can do
        Antonyms:
        able capable competent qualified skillful talented fit adequate

      سوال‌های رایج unable

      معنی unable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «unable» در زبان فارسی به «ناتوان» یا «عاجز» ترجمه می‌شود.

      «unable» صفتی است که به عدم توانایی انجام کاری، مواجهه با محدودیت یا عدم امکان فیزیکی یا ذهنی اشاره دارد. وقتی گفته می‌شود کسی یا چیزی «unable» است، منظور این است که به دلیل محدودیت‌های خاص قادر به انجام عمل یا رسیدن به هدف نیست. برای مثال، جمله‌ی «She was unable to attend the meeting» به معنای «او قادر نبود در جلسه شرکت کند» نشان می‌دهد که انجام عمل به دلایل مشخصی ممکن نبوده است. این کاربرد روزمره نشان‌دهنده‌ی محدودیت‌های فردی و اهمیت توجه به شرایط محیطی و شخصی است.

      از منظر روان‌شناسی و رفتاری، «unable» می‌تواند بازتابی از محدودیت‌های واقعی یا احساسی فرد باشد. فردی ممکن است در موقعیتی «unable» باشد زیرا منابع، مهارت‌ها یا اعتماد به نفس لازم برای انجام کاری را ندارد. شناخت این حالت‌ها و استفاده از واژه‌ی «unable» در مکالمات، به دیگران امکان می‌دهد تا محدودیت‌ها را بفهمند و پاسخ مناسبی ارائه دهند، مانند حمایت یا جایگزینی راه حل.

      در متون ادبی و نوشتاری، «unable» اغلب برای انتقال احساس ضعف، ناامیدی یا عدم کنترل بر شرایط به کار می‌رود. نویسندگان با توصیف شخصیت‌ها به عنوان «unable» می‌توانند چالش‌ها و محدودیت‌های آن‌ها را به تصویر کشیده و حس همدلی یا درک عمیق‌تری در خواننده ایجاد کنند. این کاربرد استعاری واژه را از صرفاً یک صفت فیزیکی به ابزاری برای بیان حالات روانی و عاطفی تبدیل می‌کند.

      «unable» همچنین در متون حرفه‌ای و رسمی کاربرد گسترده دارد. در گزارش‌ها، ایمیل‌ها یا اسناد حقوقی و اداری، بیان اینکه فرد یا سازمان «unable» است، به روشنی محدودیت‌ها و عدم توانایی انجام کاری را مشخص می‌کند و اغلب راهی برای درخواست کمک یا اصلاح شرایط فراهم می‌آورد. این کاربرد، واژه را به ابزاری کلیدی برای بیان محدودیت‌ها در محیط‌های کاری و رسمی تبدیل کرده است.

      «unable» واژه‌ای است که توانایی توصیف ناتوانی، محدودیت و عدم امکان انجام عمل را دارد. یادگیری و به‌کارگیری دقیق آن به زبان‌آموزان کمک می‌کند تا محدودیت‌ها، ناتوانی‌ها و شرایط غیرممکن را به شکلی طبیعی، مؤثر و شفاف بیان کنند و جملات خود را غنی‌تر بسازند.

      ارجاع به لغت unable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «unable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unable

      لغات نزدیک unable

      • - unabated
      • - unabatedly
      • - unable
      • - unabridged
      • - unacceptable
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.