آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ اسفند ۱۴۰۲

      Clumsy

      ˈklʌmzi ˈklʌmzi

      صفت تفضیلی:

      clumsier

      صفت عالی:

      clumsiest

      معنی clumsy | جمله با clumsy

      adjective B2

      ناشی، ناشیانه، دست‌وپاچلفتی، خام‌دست، ناپخته، بی‌مهارت، سربه‌هوا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      تبدیل آدرس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · آدرس فارسی به انگلیسی استاندارد
      امتحان کن

      The meeting had been arranged clumsily.

      جلسه به‌طرز ناشیانه‌ای ترتیب داده شده بود.

      The clumsy waiter dropped a tray of glasses.

      پیشخدمت دست‌وپاچلفتی سینی لیوان را انداخت.

      adjective

      ناکارآمد، نامناسب، بدقلق، بدترکیب، بدقواره، بدریخت، بدشکل، بدقیافه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      a clumsy design

      طرح بدقواره

      Despite his best efforts, he couldn't seem to improve his clumsy handwriting.

      باوجود تمام تلاش‌هایش، به نظر نمی‌رسد که او بتواند دستخط بدشکلش را بهبود بخشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clumsy

      1. adjective not agile; awkward
        Synonyms:
        awkward ungainly inept unskillful heavy-handed ham-handed maladroit gawky lumbering bumbling blundering uncouth bungling graceless oafish hulking unhandy incompetent unable helpless elephantine gauche stumbling ponderous bulky heavy clownish crude lubberly all thumbs butterfingered uncoordinated undexterous ill-shaped lumpish unadept untactful untalented unwieldy weedy inexperienced inexpert uneasy blunderous splay untoward
        Antonyms:
        agile graceful adroit dexterous athletic expert coordinated clever couth

      سوال‌های رایج clumsy

      صفت تفضیلی clumsy چی میشه؟

      صفت تفضیلی clumsy در زبان انگلیسی clumsier است.

      صفت عالی clumsy چی میشه؟

      صفت عالی clumsy در زبان انگلیسی clumsiest است.

      ارجاع به لغت clumsy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clumsy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clumsy

      لغات نزدیک clumsy

      • - clumsily
      • - clumsiness
      • - clumsy
      • - clung
      • - clunk
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      stay off afrit housewarming hang off parsimony bio Freemason hurricane lamp saturant apposable frowzy inbounds pass offensive rebound outlet pass slam-dunk پیروز شدن نطق وصیت‌نامه متعاقبا لحن به چالش طلبیدن هرازگاهی بد بهنجار شدن بهینه‌ای موجب ایستادگی بدبختی زجر بواسیر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.