گذشتهی ساده:
clunkedشکل سوم:
clunkedسومشخص مفرد:
clunksوجه وصفی حال:
clunkingشکل جمع:
clunksدنگ، تق (صدای عمیق و توخالی)
During the lecture, a stack of folders slid from the podium and hit the floor with a loud clunk, briefly halting the speaker.
در طول سخنرانی، یک دسته پرونده از تریبون سر خورد و با یک دنگ بلند به زمین خورد و موقتاً سخنران را متوقف کرد.
The geologist tapped the core and recorded each clunk to identify variations in density along the sample.
زمینشناس به هسته ضربه زد و هر تق را ثبت کرد تا تغییرات چگالی در طول نمونه را شناسایی کند.
صدای تق دادن، صدای دنگ دادن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
When assessing machine noise in urban studies, researchers note that loose panels often clunk during high winds.
هنگام ارزیابی نویز در مطالعات شهری، پژوهشگران متوجه میشوند که پانلهای شل اغلب در باد شدید صدای دنگ میدهند.
My old bike chain will clunk when I shift gears unexpectedly.
زنجیر دوچرخهی قدیمیام وقتی ناگهانی دنده عوض میکنم، صدای تق میدهد.
آدم کودن، آدم کمهوش، آدم احمق، آدم خنگ، آدم دیرآموز
In group projects, labeling a member as a clunk can damage peer relationships and reduce overall performance.
در پروژههای گروهی، برچسب زدن یک عضو بهعنوان آدم کودن میتواند روابط همتیمیها را آسیب زده و عملکرد کلی را کاهش دهد.
Academic studies suggest that teachers should avoid calling students clunks, as such labels hinder motivation and learning.
مطالعات دانشگاهی نشان میدهد معلمان باید از خطاب کردن دانشآموزان بهعنوان آدم خنگ خودداری کنند؛ زیرا چنین برچسبهایی انگیزه و یادگیری را مختل میکند.
Data from the study showed that students labeled clunks participated less in discussions and performed worse on assessments.
دادههای مطالعه نشان داد دانشجوهایی که بهعنوان آدم کمهوش برچسب خورده بودند، کمتر در بحثها شرکت کردند و در ارزیابیها عملکرد ضعیفتری داشتند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «clunk» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clunk