آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

      Clunk

      klʌŋk klʌŋk

      گذشته‌ی ساده:

      clunked

      شکل سوم:

      clunked

      سوم‌شخص مفرد:

      clunks

      وجه وصفی حال:

      clunking

      شکل جمع:

      clunks

      معنی clunk | جمله با clunk

      noun singular countable B1

      دنگ، تق (صدای عمیق و توخالی)

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      During the lecture, a stack of folders slid from the podium and hit the floor with a loud clunk, briefly halting the speaker.

      در طول سخنرانی، یک دسته پرونده از تریبون سر خورد و با یک دنگ بلند به زمین خورد و موقتاً سخنران را متوقف کرد.

      The geologist tapped the core and recorded each clunk to identify variations in density along the sample.

      زمین‌شناس به هسته ضربه زد و هر تق را ثبت کرد تا تغییرات چگالی در طول نمونه را شناسایی کند.

      verb - transitive B1

      صدای تق‌ دادن، صدای دنگ دادن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      When assessing machine noise in urban studies, researchers note that loose panels often clunk during high winds.

      هنگام ارزیابی نویز در مطالعات شهری، پژوهشگران متوجه می‌شوند که پانل‌های شل اغلب در باد شدید صدای دنگ می‌دهند.

      My old bike chain will clunk when I shift gears unexpectedly.

      زنجیر دوچرخه‌ی قدیمی‌ام وقتی ناگهانی دنده عوض می‌کنم، صدای تق می‌دهد.

      noun slang countable

      آدم کودن، آدم کم‌هوش، آدم احمق، آدم خنگ، آدم دیر‌آموز

      In group projects, labeling a member as a clunk can damage peer relationships and reduce overall performance.

      در پروژه‌های گروهی، برچسب زدن یک عضو به‌عنوان آدم کودن می‌تواند روابط هم‌تیمی‌ها را آسیب زده و عملکرد کلی را کاهش دهد.

      Academic studies suggest that teachers should avoid calling students clunks, as such labels hinder motivation and learning.

      مطالعات دانشگاهی نشان می‌دهد معلمان باید از خطاب کردن دانش‌آموزان به‌عنوان آدم خنگ خودداری کنند؛ زیرا چنین برچسب‌هایی انگیزه و یادگیری را مختل می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Data from the study showed that students labeled clunks participated less in discussions and performed worse on assessments.

      داده‌های مطالعه نشان داد دانشجوهایی که به‌عنوان آدم کم‌هوش برچسب خورده بودند، کمتر در بحث‌ها شرکت کردند و در ارزیابی‌ها عملکرد ضعیف‌تری داشتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد clunk

      1. noun a stroke or blow, especially one that produces a sound
        Synonyms:
        beat thump thud pound thumping clump
      1. verb to make a dull sound by or as if by striking a surface with a heavy object
        Synonyms:
        thud clump clop plunk

      ارجاع به لغت clunk

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «clunk» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/clunk

      لغات نزدیک clunk

      • - clumsy
      • - clung
      • - clunk
      • - clunker
      • - clunky
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.