آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ شهریور ۱۴۰۵

      Tailor

      ˈteɪlər ˈteɪlə

      گذشته‌ی ساده:

      tailored

      شکل سوم:

      tailored

      سوم‌شخص مفرد:

      tailors

      وجه وصفی حال:

      tailoring

      شکل جمع:

      tailors

      معنی tailor | جمله با tailor

      noun countable B1

      کسب‌وکار هنر خیاط، دوزنده (برای لباس مردانه)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کسب‌وکار

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      my mom is a great tailor.

      مادرم خیاط خیلی خوبی است.

      The meticulous craftsmanship of a bespoke tailor reflects a long-standing tradition of sartorial excellence, often requiring extensive apprenticeships to master.

      صناعت دقیق یک خیاط سفارشی‌دوز منعکس‌کننده‌ی یک سنت دیرینه از برتری در خیاطی است که اغلب به شاگردی‌های گسترده برای تسلط نیاز دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I need to take my suit to the tailor to have the sleeves shortened.

      باید کتم را به خیاط بدهم تا آستین‌هایش را کوتاه کند.

      verb - transitive B2

      سفارشی کردن، متناسب کردن، تنظیم کردن، سازگار کردن، جور کردن، مناسب کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      Educational institutions frequently tailor their curricula to align with current industry demands, ensuring graduates possess relevant skills.

      مؤسسات آموزشی به‌طور مکرر برنامه‌ی درسی خود را متناسب با خواسته‌های فعلی صنعت تنظیم می‌کنند تا اطمینان حاصل شود که فارغ‌التحصیلان مهارت‌های مرتبط را دارا هستند.

      The chef can tailor the menu for guests with dietary restrictions.

      آشپز می‌تواند منو را برای مهمانان با محدودیت‌های غذایی سفارشی کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We tailor any of our products to your company's specific needs.

      ما هریک از محصولات خود را متناسب با نیازهای خاص شرکت شما تنظیم می‌کنیم.

      a novel tailored to popular taste.

      رمانی که متناسب با سلیقه‌ی عوام است.

      verb - intransitive verb - transitive B1

      کسب‌وکار هنر خیاطی کردن، دوزندگی کردن، دوخت‌ودوز کردن، دوختن

      The artisanal textile industry often employs skilled individuals who can tailor garments with intricate designs and precise measurements.

      صنعت نساجی دستی اغلب افراد ماهری را به کار می‌گیرد که می‌توانند لباس‌هایی با طرح‌های پیچیده و اندازه‌گیری‌های دقیق بدوزند.

      My grandmother used to tailor all her own clothes, even wedding dresses.

      مادربزرگم عادت داشت تمام لباس‌های خودش، حتی لباس‌های عروسی را بدوزد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to tailor pillow covers

      روبالشتی دوختن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tailor

      1. noun person who sews clothing
        Synonyms:
        dressmaker garment maker needle worker suit maker clothier outfitter couturier costumier
      1. verb make to fit; adjust
        Synonyms:
        adapt adjust fit modify alter suit shape accommodate conform tailor-make fashion mold reconcile convert customize square dovetail cut cut to fit shape up quadrate make to order
      1. noun a person whose occupation is making and altering garments
        Synonyms:
        sartor garment maker clothier tailoress dressmaker seamstress associated word: sartorial habit-maker modiste pants-presser seamster needle pusher nip-and-tucker draper whipstitch
      1. verb to make or become suitable to a particular situation or use
        Synonyms:
        adapt adjust conform fashion sew acclimate acclimatize accommodate alter suit clothier orient design dressmaker fit modify reconcile needleman square sartor seamster seamstress shape style tailor-make
      1. verb style and tailor in a certain fashion
        Synonyms:
        cut

      سوال‌های رایج tailor

      گذشته‌ی ساده tailor چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده tailor در زبان انگلیسی tailored است.

      شکل سوم tailor چی میشه؟

      شکل سوم tailor در زبان انگلیسی tailored است.

      شکل جمع tailor چی میشه؟

      شکل جمع tailor در زبان انگلیسی tailors است.

      وجه وصفی حال tailor چی میشه؟

      وجه وصفی حال tailor در زبان انگلیسی tailoring است.

      سوم‌شخص مفرد tailor چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد tailor در زبان انگلیسی tailors است.

      ارجاع به لغت tailor

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tailor» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tailor

      لغات نزدیک tailor

      • - tailleur
      • - taillight
      • - tailor
      • - tailor's chalk
      • - tailor-made
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      overhead pass expletive pipe reggae reading struthious tryptophan wicked feasibly growingly serve screen set setter shoot set یلدا خلبان بنا رفتگر کشاورز استفراغ انحراف‌گرایی کارمند انسان امداد پرکار نژند قناعت مامور هیدروژنه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.