فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Annotate

ˈænəteɪt ˈænəteɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    annotated
  • شکل سوم:

    annotated
  • سوم شخص مفرد:

    annotates
  • وجه وصفی حال:

    annotating

معنی‌ها و نمونه‌جمله

  • adverb
    حاشیه‌نوشتن
  • adverb
    حاشیه‌نوشتن، یادداشت‌نوشتن، تفسیر‌نوشتن، (با on یا up ) تفسیر کردن
    • - Annotated texts of Shakespeare are easier to understand.
    • - درک متون زیرنویس‌شده‌ی شکسپیر ساده‌تر است.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد annotate

  1. verb write explanatory notes
    Synonyms: comment, commentate, construe, define, elucidate, explain, expound, footnote, gloss, illustrate, interpret, note, remark

ارجاع به لغت annotate

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «annotate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/annotate

لغات نزدیک annotate

پیشنهاد بهبود معانی