با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Define

dɪˈfaɪn dɪˈfaɪn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    defined
  • شکل سوم:

    defined
  • سوم شخص مفرد:

    defines
  • وجه وصفی حال:

    defining
  • verb - transitive
    (مفهوم، اصطلاح) تعریف کردن، (کلمه) معنی کردن
    • - Some dictionaries define words well.
    • - برخی فرهنگ‌لغت‌ها واژه‌ها را خوب معنی می‌کنند.
    • - It is hard to define this word.
    • - معنی کردن این واژه مشکل است.
  • verb - transitive
    خطوط جایی را مشخص کردن، متمایز ساختن، (وظایف، شرایط) مشخص ساختن، تعیین کردن، (وظایف، شرایط) مشخص ساختن، تعیین کردن، (قدرت) تحدید کردن، حدود چیزی را مشخص کردن
    • - a well-defined picture
    • - تصویر واضح و روشن
    • - reason defines mankind
    • - ویژگی انسان عقل است
  • verb - transitive
    (احساسات) شرح دادن، بازنمودن، توضیح دادن، روشن کردن
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد define

  1. verb give description
    Synonyms: ascertain, assign, call a spade a spade, characterize, construe, decide, delineate, denominate, denote, describe, designate, detail, determine, dub, elucidate, entitle, etch, exemplify, explain, expound, formalize, illustrate, interpret, label, lay it out, nail it down, name, prescribe, represent, specify, spell out, tag, translate
    Antonyms: confuse, distort, tangle, twist
  2. verb delimit, outline
    Synonyms: belt, border, bound, circumscribe, compass, confine, curb, delineate, demarcate, distinguish, edge, encircle, enclose, encompass, envelop, establish, fence in, fix, flank, gird, girdle, limit, mark, mark out, rim, set, set bounds to, settle, stake out, surround, verge, wall in

لغات هم‌خانواده define

ارجاع به لغت define

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «define» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/define

لغات نزدیک define

پیشنهاد و بهبود معانی