آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ شهریور ۱۴۰۴

    Entitle

    ɪnˈtaɪtl ɪnˈtaɪtl

    گذشته‌ی ساده:

    entitled

    شکل سوم:

    entitled

    سوم‌شخص مفرد:

    entitles

    وجه وصفی حال:

    entitling

    توضیحات:

    همچنین می‌توان از intitle به‌ جای entitle استفاده کرد.

    معنی entitle | جمله با entitle

    verb - transitive B2

    حق دادن، شایسته دانستن، لقب دادن، ملقب ساختن، نام نهادن، نامیدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    My article was published in a book entitled Milton and Homer.

    مقاله‌ی من در کتابی با عنوان «میلتون و هومر» چاپ شد.

    The article was entitled "the Sources of Discord."

    عنوان مقاله «سرچشمه‌های ناهم‌سازی» بود.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    His age entitles him to a pension.

    سن، او را مشمول دریافت حقوق بازنشستگی می‌کند.

    He is entitled to cancel the contract any time he wishes.

    او حق دارد هر وقت بخواهد قرارداد را فسخ کند.

    you are entitled to your opinion

    شما مجاز به داشتن نظریات خودتان هستید (در عقاید خود آزادید)

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entitle

    1. verb name, label
      Synonyms:
      call label designate term title style dub christen baptize nickname denominate characterize subtitle
    1. verb hold right to
      Synonyms:
      allow permit authorize enable let license warrant empower qualify for accredit enfranchise have coming make eligible confer a right be in line for fit for rate

    لغات هم‌خانواده entitle

    noun
    title, subtitle, entitlement
    adjective
    titled, subtitled
    verb - transitive
    entitle, subtitle

    سوال‌های رایج entitle

    گذشته‌ی ساده entitle چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده entitle در زبان انگلیسی entitled است.

    شکل سوم entitle چی میشه؟

    شکل سوم entitle در زبان انگلیسی entitled است.

    وجه وصفی حال entitle چی میشه؟

    وجه وصفی حال entitle در زبان انگلیسی entitling است.

    سوم‌شخص مفرد entitle چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد entitle در زبان انگلیسی entitles است.

    ارجاع به لغت entitle

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «entitle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/entitle

    لغات نزدیک entitle

    • - Entirely separate
    • - entirety
    • - entitle
    • - entitled
    • - entitlement
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.