با پر کردن فرم نظرسنجی، برنده‌ی ۶ ماه اشتراک حرفه‌ای به قید قرعه شوید. 🎉
افزایش قیمت بسته و اشتراک حرفه‌ای (تا ۱ فروردین ۱۴۰۳ با ۴۰٪ تخفیف خرید کنید)

Label

ˈleɪbl ˈleɪbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • گذشته‌ی ساده:

    labeled
  • شکل سوم:

    labeled
  • سوم شخص مفرد:

    labels
  • وجه وصفی حال:

    labeling
  • شکل جمع:

    labels
  • countable noun
    برچسب، اتیکت، لقب
    • - Before taking the medicine, read the label on the bottle carefully.
    • - پیش از مصرف دارو برچسب روی بطری را به دقت بخوانید.
    • - She wrote her name on the label and stuck it to the suitcase.
    • - نام خود را روی برچسب نوشت و به چمدان چسباند.
    • - Do not remove the label containing the manufacturer's name and the item's price!
    • - برچسب حاوی نام سازنده و قیمت کالا را نکنید!
  • verb - transitive
    برچسب زدن، طبقه‌بندی کردن
    • - Each of the boxes is labelled.
    • - هر یک از جعبه‌ها برچسب خورده است.
    • - to label bottles
    • - برچسب زدن به بطری‌ها
    • - Many girls labelled "bad" turned out to be mentally ill.
    • - بعد معلوم شد که خیلی از دخترهایی که اسمشان بد در رفته بود از نظر روانی بیمار بودند.
    • - In this dictionary some words are labelled as "archaic" or "slang."
    • - در این فرهنگ لغت برخی واژه‌ها «قدیمی» یا «عامیانه» قلمداد شده‌اند.
پیشنهاد و بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد label

  1. noun marker, description; brand
    Synonyms: characterization, classification, company, design, epithet, hallmark, identification, insignia, logo, mark, number, price mark, stamp, sticker, tag, tally, ticket, trademark
  2. verb mark, describe; brand
    Synonyms: call, characterize, class, classify, define, designate, identify, name, specify, stamp, sticker, tag, tally

ارجاع به لغت label

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «label» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۲، از https://fastdic.com/word/label

لغات نزدیک label

پیشنهاد و بهبود معانی