Characterization

ˌkerəktərəˈzeɪʃn ˌkærəktəraɪˈzeɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    characterizations

معنی

noun
منش‌نمایی، توصیف صفات اختصاصی، توصیف شخصیت

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد characterization

  1. noun the act of describing distinctive characteristics or essential features
    Synonyms:
    depiction characterisation picture delineation word picture word painting pointing indicativeness
  1. noun acting the part of a character on stage; dramatically representing the character by speech and action and gesture
    Synonyms:
    portrayal enactment personation

لغات هم‌خانواده characterization

ارجاع به لغت characterization

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «characterization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/characterization

لغات نزدیک characterization

پیشنهاد بهبود معانی