آیکن بنر

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

تست رایگان تعیین سطح واژگان انگلیسی

شروع تست
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ تیر ۱۴۰۵

      Characterization

      ˌkerəktərəˈzeɪʃn ˌkærəktəraɪˈzeɪʃn

      شکل جمع:

      characterizations

      معنی characterization | جمله با characterization

      noun uncountable

      شخصیت‌پردازی

      در انگلیسی بریتانیایی معمولاً از characterisation استفاده می‌شود.

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      The author's characterization makes the villain sympathetic.

      شخصیت‌پردازی نویسنده باعث می‌شود شخصیت منفی مهربان به نظر برسد.

      She criticized the film's characterization as one-dimensional and clichéd.

      او شخصیت‌پردازی فیلم را تک‌بعدی و کلیشه‌ای نقد کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Indirect characterization lets readers infer a character's motives.

      شخصیت‌پردازی غیرمستقیم به خواننده اجازه می‌دهد انگیزه‌های شخصیت را استنتاج کند.

      The narrator's descriptions provide the main tool for characterization.

      توصیفات راوی، ابزار اصلی شخصیت‌پردازی را فراهم می‌آورند.

      noun countable

      ادبیات منش‌نمایی، توصیف صفات اختصاصی، توصیف شخصیت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      The author's characterization of the protagonist reveals his stubbornness and hidden kindness.

      منش‌نمایی نویسنده از قهرمان، لجبازی و مهربانی پنهان او را آشکار می‌سازد.

      Her characterization as a kind leader made readers admire her.

      منش‌نمایی او به‌عنوان یک رهبر مهربان باعث شد خوانندگان او را تحسین کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Good characterization uses actions, dialogue, and description.

      توصیف مناسب شخصیت از رفتارها، گفت‌وگوها و توصیف‌ها استفاده می‌کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد characterization

      1. noun the act of describing distinctive characteristics or essential features
        Synonyms:
        depiction characterisation picture delineation word picture word painting pointing indicativeness
      1. noun acting the part of a character on stage; dramatically representing the character by speech and action and gesture
        Synonyms:
        portrayal enactment personation

      لغات هم‌خانواده characterization

      noun
      character, characteristic, characterization
      adjective
      characteristic, characterless
      verb - transitive
      characterize
      adverb
      characteristically

      سوال‌های رایج characterization

      شکل جمع characterization چی میشه؟

      شکل جمع characterization در زبان انگلیسی characterizations است.

      ارجاع به لغت characterization

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «characterization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/characterization

      لغات نزدیک characterization

      • - characteristic curve
      • - characteristically
      • - characterization
      • - characterize
      • - characterless
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت sleep و asleep چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت table و desk چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      تفاوت rug و carpet چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      relay dubbed dub everyone condenser urgent suffer vigor trade off keyboard trade-off Blanc beurre blanc verisimilitude toolhouse درمانده دشوار دفاع دفتر برنامه‌ریزی دندانسازی دوره دوسال قبل دوساله دولت دو استقامت دیر به دیر دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه راحتی راستا راز
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.