آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Decide

    dɪˈsaɪd dɪˈsaɪd

    گذشته‌ی ساده:

    decided

    شکل سوم:

    decided

    وجه وصفی حال:

    deciding

    معنی decide | جمله با decide

    verb - transitive A2

    تصمیم گرفتن، تعیین کردن، مشخص کردن

    Abraham decided to give up smoking.

    ابراهیم تصمیم گرفت سیگار را ترک کند.

    He will decide the outcome.

    او نتیجه را تعیین خواهد کرد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The judge will decide his fate.

    قاضی سرنوشت او را تعیین خواهد کرد.

    the deciding factor

    عامل تعیین‌کننده (سرنوشت‌ساز)

    We decided it was not wise to go.

    ما به این نتیجه رسیدیم که رفتن عاقلانه نیست.

    It was higher salary that decided him to accept that job.

    حقوق بالاتر بود که باعث شد آن شغل را قبول کند.

    verb - intransitive

    قصد کردن، مصمم شدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در ایکس

    If you really decide, you will succeed.

    اگر واقعاً اراده کنی، موفق خواهی شد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد decide

    1. verb make a determination; settle an issue
      Synonyms:
      determine resolve judge conclude elect choose select fix upon rule agree establish end adjudge award mediate vote opt pick set form opinion make a decision make up mind come to decision draw a conclusion come to conclusion reach decision figure gather purpose commit oneself take a stand adjudicate decree cinch clinch call shots have final word come to agreement poll will guess surmise conjecture tap go down line cast the die
      Antonyms:
      delay postpone put off wait hesitate defer procrastinate

    Phrasal verbs

    decide for (or against) something

    برله (یا علیه) چیزی رأی دادن (یا داوری کردن یا تصمیم گرفتن)

    decide on (or upon)

    برگزیدن، انتخاب کردن، سوا کردن

    لغات هم‌خانواده decide

    noun
    decision, indecision
    adjective
    decided, decisive
    verb - transitive
    decide
    adverb
    decidedly, decisively

    سوال‌های رایج decide

    گذشته‌ی ساده decide چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده decide در زبان انگلیسی decided است.

    شکل سوم decide چی میشه؟

    شکل سوم decide در زبان انگلیسی decided است.

    وجه وصفی حال decide چی میشه؟

    وجه وصفی حال decide در زبان انگلیسی deciding است.

    ارجاع به لغت decide

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «decide» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/decide

    لغات نزدیک decide

    • - decidability
    • - decidable
    • - decide
    • - decide for (or against) something
    • - decide on (or upon)
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    about to abroach abut grow up accept an offer act as a referee laptop act up à la carte actuary hallway character assassination lemma adversity administer تلفظ کردن تمیز و مرتب تن صدا تنه درخت تهدید تهدید کردن تهمت زدن توجه به شرطی که به‌صورت به‌طوری که به طور کامل به مدت یک سال به ندرت به وسیله
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.