آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Border

      ˈbɔːrdər ˈbɔːdə

      گذشته‌ی ساده:

      bordered

      شکل سوم:

      bordered

      سوم‌شخص مفرد:

      borders

      وجه وصفی حال:

      bordering

      شکل جمع:

      borders

      معنی border | جمله با border

      noun countable B1

      حد، مرز، سرحد، سامان، حاشیه، لبه، خط مرزی، کناره، خط سرحدی

      The garden had beautiful flower borders.

      باغ حاشیه‌های گل‌کاری شده‌ی زیبایی داشت.

      They crossed the border.

      آنان از مرز رد شدند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her overcoat was bordered with fur.

      پالتوی او دارای حاشیه‌ای از خز بود.

      The curtain is white with a gold border.

      پرده سفید با کناره‌ی طلایی است.

      Gorgan is close to the Turkmen border.

      گرگان نزدیک به مرز ترکمنستان است.

      defending the country's borders

      دفاع از سرحدات کشور

      noun countable

      (دوزندگی) سجاف، لبه دوزی، حاشیه دوزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      verb - transitive

      حاشیه گذاشتن، محدود کردن، لبه گذاشتن، سجاف کردن، حاشیه دوزی کردن، لبه گذاشتن به

      verb - intransitive

      در مرز یا حاشیه ی چیزی قرار داشتن، هم مرز بودن، (مجازی) نزدیک بودن به، در شرف (انجام) بودن، مجاور بودن

      Huge sycamore trees bordered the road on both sides.

      درختان عظیم چنار دو طرف جاده را پوشانده بود.

      On the north, the house is bordered by a narrow river.

      خانه از شمال محدود است به رودی باریک.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an excitement which bordered on insanity

      هیجانی که به سرحد جنون رسید

      The two countries border on each other.

      آن دو کشور هم‌مرز هستند.

      Their treatment of each other bordered on brutality.

      رفتارشان با هم، دست کمی از وحشی‌گری نداشت.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد border

      1. noun outermost edge, margin
        Synonyms:
        end limit line edge brim skirt fringe boundary bounds rim margin outskirt circumference extremity periphery lip brink confine hem trim trimming bound selvage verge
        Antonyms:
        middle center inside interior
      1. noun boundary; frontier
        Synonyms:
        edge line perimeter borderline frontier beginning entrance threshold door sideline outpost march pale marchland
        Antonyms:
        territory region mainland
      1. verb bound on; be on the edge
        Synonyms:
        touch join adjoin neighbor edge skirt fringe line rim frame side flank abut hem verge define outline mark off set off surround encircle enclose circumscribe delineate contour trim bind communicate march decorate
        Antonyms:
        center be inside

      Phrasal verbs

      border on

      مجاور بودن، نزدیک بودن، هم‌مرز بودن، مشابه بودن، همانند بودن

      Collocations

      the border

      سرزمین مرزی بین انگلیس و اسکاتلند

      سوال‌های رایج border

      گذشته‌ی ساده border چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده border در زبان انگلیسی bordered است.

      شکل سوم border چی میشه؟

      شکل سوم border در زبان انگلیسی bordered است.

      شکل جمع border چی میشه؟

      شکل جمع border در زبان انگلیسی borders است.

      وجه وصفی حال border چی میشه؟

      وجه وصفی حال border در زبان انگلیسی bordering است.

      سوم‌شخص مفرد border چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد border در زبان انگلیسی borders است.

      ارجاع به لغت border

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «border» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/border

      لغات نزدیک border

      • - bordelaise sauce
      • - bordello
      • - border
      • - border crossing
      • - border on
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.